اعصابم خيلي خورده، خيلي زور داره. مجبورم امشب برم پادگان و تا صبح اونجا بخوابم. الان 2 ماه و نيم كه از زيرش در رفتم ولي اين بار نشد. الكي الكي بايد برم اونجا و الكي الكي بايد تا صبح بمونم. من موندم اين چه منطقيه كه من براي خواب برم اونجا و تويه خونه نخوابم.
اين روزها همش درگيرم. صبح كله صحر كه هنوز خروسه بيدارنشده ساعت 5:20 بيدار ميشم و ميرم ستاد تا ساعت 13 بعد هم ميام خونه دوشي، نهاري و يك ساعتي خواب. از ساعت 18 تا 23 هم دنبال كارهامم. ساعت 24، شايدم 24:30 هم به زور ميخوابم. اما هرچي باشه خوبيش اينه كه تويه شهرمم.