كاخ گلستان Golestan Palace
10:11 بعد از ظهر دو شنبه, August 25th, 2008

شايد دو سالي بود كه قصد داشتم به كاخ گلستان سربزنم و از اين كاخ ديدن كنم و هر بار به يك علتي نميشد. حتي يك بار رفتم و به درب بسته كاخ برخوردم. مدتي پيش موقعيتي پيش آمد و از اين كاخ ديدن كردم.
در اين پست قصد دارم مختصري درمورد كاخ گلستان و چند بخش از آن بنويسم و در پست هاي آتي به معرفي بقيه بخش ها بپردازم.

مجموعه کاخ گلستان، یادگاری به جای مانده از ارگ تاریخی تهران محل اقامت شاهان سلسله قاجار و از زیباترین و کهنترین بناهای پایتخت دویست ساله ایران می باشد. این بنا روزگاری همانند نگینی در میان این ارگ می درخشید .

سابقه تاریخی ارگ سلطنتی که محدوده مکانی تاریخی آن را در شمال خیابان و میدان امام خمینی (سپه) در سمت غرب خیابان خیام، در شرق خیابان ناصر خسرو و در جنوب خیابان پانزده خرداد و میدان ارگ تشکیل می دهد، به روزگار صفویه باز می گردد .

شاه طهماسب اول صفوی (930-984) نخستین پادشاهی بود که در سفرهای خود به قصد زیارت مقبره حضرت عبدالعظیم دستور داد بارویی به طول یک فرسخ به دور قصبه تهران احداث شود. پس از او شاه عباس صفوی در قسمت شمالی حصار طهماسبی چهار باغ و چنارستانی احداث نمود که بعدها دیوار بلندی گرد آن بنا کرده و عمارات مقر سلطنتی را در داخل آن ساخته، ارگ نامیدن .

در اواخر عهد صفوی تهران گاهی مقر موقت در بار شاهان صفوی قرار می گرفت و حتی شاه سلیمان (1077-1105) کاخی در این شهر برای خود بنا نهاد. ولی امروز اثری از بناهای دوره صفوی باقی نمانده است .

کهنترین بناهای موجود در مجموعه گلستان، ایوان تخت مرمر و خلوت کریمخانی متعلق به دوران کریمخان زند است. وی در نبرد های خود بر ضد محمد حسن خان قاجار در سال 1172 تهران را مرکز اردوکشی خود قرار داد و پس از پیروزی در این جنگ در دیوانخانه قدیم تهران که در زمان شاه سلیمان ساخته شده بود بار عام داد و با عنوان وکیل الرعایا حکومت ایران را در دست گرفت.

به فرمان او در تابستان همان سال حصار ارگ مجددا احیاء شد و یک دست حرمخانه و خلوتخانه و عمارت دارالحکومه در داخل آن بنا گردید و در تابستان سال بعد (1173) که اردوی خود را به چمن سلطانیه (زنجان) منتقل نمود. دستور داد یک دست عمارت خاصه و دیوانخانه بزرگ به سبک ساسانی و باغی در جنب آن بنا نمایند .

پس از مرگ کریمخان زند در 1193 آغا محمد خان قاجار در 1200 تهران را به پایتختی برگزید، ولی به دلیل لشکر کشیهای دائمی کمتر در مقر حکومت خود به سر می برد، و برای عمارت و آبادانی چندان فرصت نداشت . تا آنکه فتحعلی شاه در سال 1211 بر تخت سلطنت ایران جلوس کرد، از آن زمان به بعد با گسترش دستگاه اداری و تشریفات سلطنتی بناهای متعددی در داخل ارگ تهران عمدتا در زمان فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه قاجار احداث شد .

در دوران رضا شاه پهلوی، بخشهای بزرگی از ارگ تهران، از جمله حصار دور آن، سردر باب عالی، ساختمان دفتر استیفا، نگارخانه، تکیه دولت، نارنجستان، باغ گلشن و ساختمانهای اندرونی تخریب شد. محل سکونت شاه به سعدآباد وسپس در دوران محمد رضا شاه پهلوی به نیاوران منتقل و مجموعه گلستان به محل پذیرایی از میهمانان خارجی تبدیل گردید.پس از انقلاب مجموعه گلستان همچون اغلب عمارات سلطنتی دیگر بصورت موزه در آمد تا همگان بتوانند از آن دیدن کرده و از تماشای زیباییهای حاصل فکر و دست هنرمندان و صنعتگران ایرانی بهره برند.

بخشهای مختلف این مجموعه در حال حاضر عبارت است از:

ایوان تخت مرمر، خلوت کریمخانی، اتاق موزه (تالار سلام) و حوضخانه آن، تالار آینه ، تالار عاج یا سفره خانه ،تالاربرلیان یا سفره خانه،تالاربرلیان یا تشریفات، ساختمان کتابخانه، عمارت شمس العماره، عمارت بادگیر و حوضخانه وسیع آن، تالار الماس، کاخ ابیض، چادر خان

خلوت كريم خاني : در گوشه شمال غربی محوطه گلستان، ديوار به ديوار تالار سلام، بنایی سر پوشيده وستوندار بصورت ايوان سه دهنه ای وجود دارد كه در مركز آن حوض جوشی ساخته شده و پيشتر از اين آب قنات شاه از ميانه حوض مي جوشيده است. اين قسمت از كاخ گلستان كه جلو خان يا خلوت کریمخانی ناميده مي شود. چنانچه از نامش پيداست، از بناهای دوره كريمخان زند است و قسمتی از خلوت خانه وی به شمار می آمده است.

اين بنا ظاهرآ در سال1173 هـ.ق احداث گرديده و در زمان ناصرالدين شاه، كه بنای جديد تالار سلام ساخته مي شده است، قسمت اعظم آن تخريب گرديده و امروزه تنها بخشی از آن باقی مانده است.

قبلآ ميانه اين بنا حوضی كوچك وجود داشته كه آب قنات شاهی از آب نمای اين حوض بيرون می‌آمده ودر باغ جاری می‌شده.اين بنا خلوت کریم‌خانی نام دارد و در گذشته بخشی از اندرون خانه وی به شمار می‌رفته است.

در اين محل نيز يك تخت مرمرين قرار دارد كه بسيار كوچكتر‌ و ساده‌تر از تخت مرمر اصلی است. معروف است كه ناصرالدين شاه اين گوشه كاخ گلستان را بسيار دوست داشته و اغلب در اين محل خلوت می کرده و قليان می‌كشيده. ضمن آنكه سنگ قبر ناصرالدين شاه بعد از جابه جایی های فراوان سر انجام در همين محل نگاهداری می‌شود.

ايوان تخت مرمر، روح ظريف هنرمند ایرانی با استعانت از هنرهای معماری، نقاشی، سنگتراشی، کاشی کاری، گچبری، آئينه کاری، خاتم سازی، منبت کاری و مشبك سازی، در وسط کاخهای سلطنتی قديم ومجموعه دلپسند، ترکیبی بديع و بنائی زيبا بوجود آورده كه شايد كمتر بتوان نظیر آنرا در جای ديگر يافت.
ايوان يا تخت جایگاهی است كه مراسم سلام وبارعام طبقات مختلف مردم درمقابل آن برگزار مي شده است .
به نظر می‌رسد عمر بعضی از قسمتهای تخت مرمر كه از بناهای دوره زنديه می‌باشد، از ساير بناهای موجود در كاخ گلستان بيشتر باشد.
در سال 1221 هـ.ق فتحعلی شاه به حجاران وسنگتراشان معروف اصفهانی امركرد تا از سنگ مرمر زرد يزد تختی بسازند تا هميشه در وسط ايوان نصب ومستقر گردد. اين تخت كه از 65 قطعه مرمر بزرگ و كوچك تشكيل يافته، میرزابابای شیرازی نقاشباشی آن را طراحی كرده، و سرپرستی حجاری به عهده استاد محمدابراهيم اصفهانی بوده است.
معماری و تزئينات اين ايوان در دوره فتحعلی شاه وناصرالدين شاه تغييرات زیادی كرد تا به شكل امروزی درآمد.
اين ايوان در دوره قاجار محل به تخت نشستن پادشاهان وبرگزاری مراسم و اعياد رسمی بود. آخرين مراسم رسمی كه دراين ايوان برگزار شد، تاجگذاری رضاخان در سال 1304 بود.

تهران, ديدنيهاي ايران  |   1 نظر   |  
شروع
1:01 صبح یكشنبه, August 24th, 2008

گام هاي ابتدائي يك كار بزرگ برداشته شد و امروز روز شروع بود.

روزمرگي  |   2 نظر   |  
روستاي كندوان Kandovan Vilage
6:23 صبح چهار شنبه, August 20th, 2008

خرداد ماه امسال فرصتي پيش آمد كه به همراه جمعي متشكل از 8 تن از دوستان سفري خاطره انگيز به آذربايجان داشته باشم. در مورد روستاي كندوان چيزي نشنيده بودم فكر ميكنم اولين بار يكي از همسفران در موردش صحبت كرد و خلاصه يك دل نه صد دل مشتاق ديدن اين روستا شدم.
شب قبل از حركت به سمت اين روستا در شهر اهر بوديم. رم همه دوربين ها پربود و اصلاجاي براي عكس گرفتن نداشتن. ساعت 12 شب رسيديم اهر با يكي از همسفرها رفتيم كه يك كامپيوتر پيدا كنيم بعد از كلي گشتن دنبال cd و كامپيوتر يك موبايل فروشي را پيدا كرديم كه باز بود و خراب شديم سرش، بنده خدا هم كلي مهمان نوازي كرد و حال داد بهمون و كارمون را راه انداخت و ما با دستي پر به جمع پيوستيم.

در اين پست قصد دارم مختصري درمورد روستاي تاريخي كندوان و تجربيات خودم از اين سفر بنويسم.

روستاي کندوان در 50 كيلومتري جنوب غربي تبريز؛ يكي از روستاهاي دهستان سهند مي باشد كه در 18 كيلومتري جنوب اسكو، در دامنه سرسبز سلطان داغي واقع شده است. اين روستا طبق سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375، 137 خانوار و 750 نفر جمعيت دارد كه به كار كشاورزي و دامداري و صنايع دستي اشتغال دارند. آنچه به كندوان هويت باستاني داده وجود 117 خانوار و منزل مسكوني در درون توده هاي مخروطي و هرمي شكل صخره اي است. روستاييان كندوان داخل اين توده ها براي خود خانه مسكوني، آغل، انبار و كارگاه ايجاد كرده اند.

معماري صخره اي، حاكي از صحنه هاي مبارزه و جدال انسان با طبيعت و در خدمت گرفتن صخره هاي طبيعی است. در معماري معمولي، به وسيله مصالح ساختماني گچ، آهك و خشت، هيئت اصلي بنا را به وجود می آورند، در صورتي كه در معماري صخره‏اي فضاي مورد نظر در درون توده سنگ هويدا مي گردد و سنگ، مانند كالبدي، قشري مستحكم در اطراف اين فضا ايجاد مي كند.

در اثر فعل و انفعالات آتشفشاني كوه هاي سهند؛ منظره‏اي در يكي از خوش آب و هواترين نقاط ايران ايجاد شده كه بيشتر به نظر خواب و خيال مي آيد. ده ها كران چندتايي، جفتي، تكي، مخروطي شكل و دوك مانند؛ يكي از بهترين مناظر طبيعي ايران را مجسم ساخته است. از دهانه‏هاي آتشفشان سهند و ديگر كوه هاي آتشفشاني اطراف، طي هزاران سال، مواد مذاب بيرون مي‏جهيده است. اين گدازه ها در طي قرون متمادي روي هم انباشته و به تدريج بر روي آنها پوسته‏اي از سنگ ایجاد گرديده است. توده ها و گدازه هاي مذاب آتشفشاني به وسيله باد و بوران طي هزاران سال متمادي تغییر شكل داده و به فرم كران در آمده است. به تدريج قسمت هاي كمتر سخت كران ها ريخته و قسمت هاي سخت‏تر باقي مانده و وضعيت كنوني را كه بيشتر به معجزه طبيعي شباهت دارد ايجاد نموده است. باد و باران مفرط به خصوص در كران هاي ناحيه ورودي روستا بيشتر موثر بوده و صدمه زيادي به آنها وارد آورده، در صورتي كه در شرق و انتهاي روستا به خاطر وجود تپه هاي مرتفع كران ها بلندتر و سالم‏تر باقي مانده است.

در كندوان؛ شكل خارق العاده و چشمگير و خاص طبيعت است كه انسان را به سوي خود كشيد. به خصوص انساني را كه سرگردان گشته و براي دفاع از زندگي خود در جستجوي پناهگاه امني است. در اين مورد احتمالا حمله مغولان سبب شد كه مردم روستاهاي اطراف و بخصوص “حيله ور” از موقعيت طبيعي كران ها استفاده نموده به تدريج درون كران ها را خالي كرده و در آنها مستقر شوند. بدين ترتيب هم خود را از نظر مقابله با بيگانگان در امان ديدند هم سكونت در كران ها را در تابستان و زمستان برای مقابله با سرما و گرما كاملاً مطبوع يافتند

به دلیل شكل مخروطي خاص، اغلب كران هاي داراي طبقات مختلف، از داخل با يكديگر ارتباط ندارند. كران ها عموما داراي دو طبقه بوده و در بعضي موارد سه و حتي چهار طبقه نيز در آنها ايجاد كرده اند.

ارتباط طبقات بالايي كرانها با خارج، از طريق پلكان های بسيار زيبايي از بدنه خود كران تامين گشته است. طبقه هم كف، اكثرا اصطبل بوده و طبقات دوم و سوم و چهارم به عنوان سکونت گاه استفاده می شود. در بعضي موارد از طبقه چهارم به عنوان انبار نيز استفاده كرده اند. آبريزها اكثرا در كنار معابر و در خارج از كران ها و محيط مسكوني قرار داشته و هر چند خانواده به طور مشترك داراي يك آبريز هستند. آبريزها اكثرا داراي چند محل نشيمن و انباره مي‏باشد كه بستگي به شيب زمين دارد. به خاطر قطر و ضخامت زياد كران ها، ايجاد نورگير در طبقات پايين كار بسيار مشكلي است، بدين مناسبت نورگيرها اغلب در طبقات بالا واقع شده اند. جنس پنجره ها از چوب بوده اغلب به شكل شطرنجي و در آنها قطعات كوچك شيشه تعبيه شده است.

آثار معماري صخره اي در اغلب نقاط جهان به چشم مي خورد که در اکثر آنها اکنون دیگر سکنه ای زندگی نمی کند؛ ولي معماري صخره اي از نوع كندوان فقط در يك منطقه ديگر در روي زمين ايجاد شده و آن در دره زيباي گورمه تركيه است. البته وسعت منطقه معماي صخره اي در دره گورمه در حدود 15 الي 20 برابر كندوان آذربايجان شرقی است.

مكان بسيار زيباي است و حتما از اين روستا ديدن كنيد. آب، لبنيات ، گوشت و عسل بسيار خوبي داره . اگر رفتيد حتما ديزي آن منطقه، دوغ و ماست بخوريد. باور كنين الان كه دارم اين مطلب را مينويسم دلم ميخواست ميتونستم بازم اونجا باشم و از اون ديزي بخورم. به هر حال حالا كه هيچ كدام نيستيم، شما را دعوت ميكنم به ديدن يك تصوير بسيار زيبا از مراحل ديزي خوردن ما

ميبينين چه خوب ميكوبم

آذربايجان, ديدنيهاي ايران  |   2 نظر   |  
قلعه بابك Babak Castle
10:39 بعد از ظهر شنبه, August 16th, 2008
Vatican واتیکان - کوچکترین کشور جهان
شیرهای مشروطه ایران و مجلس بهارستان
هشدار پزشکان در مورد مصرف نوشابه رد بول

از قبل با بابك خرم دين و نقش آن در مبارزه با لشگركشي اعراب به ايران اندكي آشنا بودم ولي چيزي در مورد وجود قلعه بابك نميدونستم. خرداد ماه امسال فرصتي پيش آمد كه به همراه جمعي متشكل از 8 تن از دوستان سفري خاطره انگيز به اين منطقه داشته باشم كه هنوز هم با ياد آوري خاطرات آن سفربه يادماندني غرق در مسرت و شادماني ميگردم.
در اين پست قصد دارم مختصري درمورد قلعه بابك و تجربيات خودم از اين سفر بنويسم.

بذ يا قلعه جمهور معروف به قلعه بابك در 50 كيلومتري شمال شهرستان اهر و در بلندهاي باختري شعبه‌اي از رود بزرگ قراسو قرار دارد، منطقه‌اي كه با نام كليبر معروف است. كليبر خود يكي از شهرستان‌هاي آذربايجان شرقي است كه به علت واقع شدن در ناحيه كوهستاني و وجود درختان زياد و آب روان ناشي از چشمه‌سارهاي كوهستاني، بسيار زيباست.

بناي جمهور مركب از قلعه و دژي است بر فراز قله‌ي كوهستاني، با ‌كمابيش 2300 تا 2700 متر بلندا از سطح دريا. و اطراف قلعه را دره‌هاي ژرفي با عمق 400 تا 600 متر فرا گرفته‌ است و تنها از يك سو راهي باريك و سخت براي دسترسي به اين قلعه وجود دارد.

راه كليبر به قلعه با اين‌كه از 3 كيلومتر تجاوز نمي‌كند ولي بسيار دشوار است و به هنگام گذر، بايد از گردنه‌ها و گذرهاي خطرناكي عبور كرد.

راه ورود به قلعه گذري است از سنگ‌هاي منظم طبيعي كه راه عبور يك نفر است، معبر در فاصله‌ي 200 متري دروازه‌ي قلعه و در برابر آن قرار دارد. دو برج در طرفين دروازه قرار دارد كه جايگاه دژبانان بود. يكي مخروطي و ديگري مدور از سنگ‌هاي تراشيده با ملاط ساروج كه در بلندي آن‌ها، دژبانان به تمام جوانب قلعه اشراف دارند براي ورود به قصر قلعه، از راهي باريك تا كمابيش يكصد متر ارتفاع از صخره بايد صعود كرد. در چهار سوي بنا، چهار برج ديده‌باني به صورت نيمه استوانه ساخته شده است كه جايگاه دژبانان و ديده‌بانان بود كه هر جنبنده‌اي را تا كيلومترها از فراز دره‌ها و كوهپايه‌ها زير نظر مي‌داشتند.

براي نفوذ به داخل، تنها راه ورود، دروازه اصلي است. و از كوهستان امكان وارد شدن به قلعه وجود ندارد.

با گذر از دروازه‌ي ورودي و پشت سر گذاشتن بارو، جهت رسيدن به دژ اصلي، بايد از گذرگاهي باريك كه حدود 100 متر فراز را به همراه دارد گذشت، تا به داخل ورودي قلعه رسيد. مسيري سخت كه از يك سو به دره است با جنگل‌هاي تنك و ژرفايي حدود 400 متر كه به تيغه و ديواره تا قعر دره ادامه دارد.

پس از صعود، براي ورود به دژ اصلي از مدخلي ديگر با پلكان‌هايي نامنظم بايد گذشت. بناي دژ دو طبقه و و در پاره‌اي جاها سه طبقه مي‌باشد. در طرفين مدخل دو ستون مشخص است كه پس از تالار اصلي است كه 7 اتاق در اطراف آن قرار دارند كه به تالار مركزي راه دارند. در قسمت شرقي دژ تاسيسات مركبي از اطاق و آب‌انبارها ساخته شده است. محوطه‌ي داخلي آن به‌وسيله‌ي نوعي ساروج غير قابل نفوذ گرديده بود كه به هنگام زمستان از آب و برف پر مي‌شد و آب مورد نياز دژ نشينان را تامين مي‌كرد.

در سمت شمال غربي دژ، پله‌هايي سرتاسري وجود دارد كه اكنون ويران شده است و بخش‌هايي از آن از خاك بيرون مانده است و تنها راه صعود به بخش‌هاي مرتفع ‌تر بناست كه محوطه وسيعي است و احتمالا جايگاه سربازان بوده كه از آن‌جا به همه چيز و همه‌جا تسلط كامل داشته‌اند. از همين‌جا بوده است كه بابك خرم‌دين آن دلاور بي‌نظير به مدت 22 سال لشكريان سه خليفه ستمگر و انسان‌كش عرب، يعني هارون‌الرشيد، مامون و معتصم را معطل كرده و شكست داده بود.

از آثار معماري و روش چفت و بست سنگ‌ها و ملات ساروج و اندود ديوارها، از نوعي گچ و خاك، مي‌توان به يقين اظهار داشت كه ساختمان اين دژ و قلعه در روزگار اشكانيان و يا شايد ساسانيان ساخته شده است.

بدين ترتيب مي‌توان گفت قلعه جمهور از دوران قديم محكم و استوار بر بلندپايه‌ترين قله‌هاي آذربايجان خودنمايي مي‌كرده و هنوز به عنوان جايگاه بابك خرم‌دين و يكي از نمونه‌هاي استقامت و پايداري ايرانيان برابر عرب‌ها و جزو بزرگ‌ترين نمونه‌هاي معماري ايران محسوب مي‌شود.

بابك خرم‌دين مرد اصيل ايراني، شيرمردي كه 22 سال در برابر تجاوز ننگين اعراب به خاك ميهن، مردانه مقاومت و ايستادگي كرد و در نهايت با نيرنگ از پا درآمد. او راه يعقوب ليث راه پيمود.

بابك ادامه دهنده‌ي قيام خرم‌دينان اصفهان بود كه در سر سوداي عظمت دوباره ايران را داشت. با كشته شدن او، پيروانش در سراسر ايران، مبارزه با سلطه‌ي اعراب را پي گرفتند. اما افسوس كه قيامش به انجام نرسيد.

بهانه‌ي سالگرد تولد او در تير ماه كه يادآور يكي از حماسه‌هاي تاريخي ايرانيان توسط بابك خرم‌دين است، در قلعه بابك در كليبر هر ساله مراسمي برپا مي‌گردد. در اين مراسم از سراسر ايران مردم حضور دارند و نمي‌توان مدعي شد كه گروهي خاص در آن شركت داشته‌اند. آري بابك خرم‌دين متعلق به همه‌ي ايرانيان است.

اگر فرصتي پيش آمد حتما از اين مكان ديدن كنيد. طبيعت بسيار زيبايي داره و شما را عاشق خودش ميكنه. در دامنه كوه هتلي وجود داره به نام بابك كه از كنار اين هتل تا قلعه بابك 2 ساعتي پياده روي در شيب تند را داريد و كمكي خستتون ميكنه و اگر مثل من تنبل باشين مدام با خودتون كلنجار ميرين كه بيخيال شين و برگردين پايين ولي گول نخورين چون واقعا لذت بخشه.

كلا بازديد از اين منطقه در حالت عادي 5 ساعتي زمان ميبره. البته براي بالارفتن و پايين آمدن از كوه افرادي كه يه كمي تنبلن يا وزن زيادي دارن ميتونن از جيپ هايي كه حالت كرايه اي دارن استفاده كنن و 90 درصد مسير را كه ماشين رو هست طي كنن و آن 10 درصد باقي مانده را هم زياد مشكل نيست و ميتونن به راحتي طي كنن و به قلعه برسن. در اين منطقه آب لوله كشي وجود نداره و بهتره كه حتما آب به ميزان كافي به همراه داشته باشين كه مجبور نشين آب معدني را به قيمت وحشتناكي از فروشنده هاي آن منطقه بخرين. دربازگشت ميتونين خستگي راه را با خوردن آش دوغ به دركنين و حتما اينجا هم جاي من را حسابي خالي كنين.

آذربايجان, ديدنيهاي ايران  |   5 نظر   |  
سردر باغ ملي
10:38 بعد از ظهر جمعه, August 15th, 2008

مدتي پيش به تهران رفته بودم و طبق عادت هميشگي قصد داشتم وقت آزادم را با ديدن مكان هاي تاريخي اين شهر سپري كنم. فكر ميكنم روز يك شنبه بود قصد داشتم آن روز به ديدن كاخ گلستان و موزه ايران باستان بروم. پس از مدتي سر از ميدان توپ خانه در آوردم و به سمت موزه ايران باستان حركت كردم در راه به موزه هاي مختلفي ازجمله موزه ارتباطات، موزه پست و … رسيدم و خوشحال گفتم كه امروز كلي موزه ميبينم و كلي روز مفيدي دارم.
در بين راه سر دري ديم كه خيلي برام جالب بود و ميخواستم ببينم اينجا كجاست. پريسوجو كردم و فهميدم اسم اينجا باغ ملي است. با ورود به اين مكان اصلا باورتون نميشه كه اينجا تهرانه. به موزه ايران باستان رسيدم و فهميدم كه به به روز هاي يك شنبه روز تعطيل موزه هاست و روز هاي دوشنبه روز تعطيل كاخ موزه ها و با اين حساب تنها ميتونستم از باغ ملي و كاخ گلستان ديدن كنم.
در اين پست مختصري درمورد باغ ملي و تجربيات من از بازديد از اين محل را خواهيد خواند.

سردر باغ ملی طی سال‌های ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۴ ش‌، به عنوان دروازه ورود به میدان مشق‌، که محوطه‌ای نظامی و در اختیار قشون بود، احداث شد. مدتی پس از ساخت دروازه‌ فکر ایجاد اولین باغ عمومی شهر تهران به نام باغ ملی ،در اراضی داخل میدان مشق‌، مطرح و طرح آن تهیه شد و به اجرا درآمد و نام دروازه میدان مشق به سردرباغ ملی تغییر یافت‌. باغ ملی چند سالی بیش‌تر به جا نماند و در محوطه آن وزارت امور خارجه‌، کتاب خانه ملی و موزه ایران باستان را ساختند. اما نام این باغ بر سردر میدان مشق باقی ماند و مردم سردر باغ ملی را به عنوان نماد تاریخ معاصر تهران و معماری خاص تهران قدیم می‌شناسند.
این بنا کار استاد جعفر خان معمار کاشانی است‌. سفت کاری‌هایش توسط استاد اسماعیلی‌، ستون‌ها به دست استاد کریم منیژه و کاشی‌های آن نیز توسط مرحوم استاد خاک نگار مقدم ساخته شده است‌.

در نمای خارجی‌، بر کتیبه کاشی‌کاری سردر، اشعاری از ندیم الملک به چشم می‌خورد. سردر دارای نقوش کاشی‌کاری شده با نقش دو شیر که تاجی را در میان گرفته‌اند، پلنگ‌، شیر و خورشید و مسلسل است‌.
سردر دارای یک سواره‌رو و دو پیاده‌رو در طرفین آن است‌ که هر سه آن‌ها دارای دروازه‌های چدنی است‌. دروازه‌های چدنی بنا نیز در قورخانه تهران توسط استاد محمد علی کرمانی‌، از صنعتگران بنام‌، ساخته شده است‌.
اداره کل میراث فرهنگی استان تهران برحسب وظیفه قانونی حفظ میراث فرهنگی‌، با مشارکت شهرداری منطقه ۱۲ ،درصدد است با آزاد سازی و مرمت دروازه‌ها سنگ فرش این محوطه را به شکل اولیه احیا کند.
از میدان مشق قدیم تهران ،که در زمان خود از بزرگ‌ترین میدان‌های (نظامی‌) تهران بود، امروزه اثری نمانده و فقط سردر زیبایی از آن دوران باقی مانده است‌.
سردر باقی مانده از آن دوران ،اگرچه در زمان پهلوی اول تجدید شده‌، در نوع خود تنها بنای سبک دروازه‌ای کلاه فرنگی به جا مانده از گذشته تهران است‌ که آن را در زمره بناهای تاریخی خاص و در خور توجه قرار می‌دهد. این بنای تاریخی دارای سه چشمه دروازه دار و دو لنگه آهنی (فولاد برنج‌) است که حکم ورودی وخروجی پادگان نظامی را داشته که محل مشق و تمرین و مانور سربازان بوده است‌ و در زمان خود از بهترین مصالح (سنگ‌، آجر، چوب‌، آهن و برنز)، به بهترین شکل معقول و کارا ساخته شده است‌.
این بنای زیبا که یادآور دروازه‌های دوازده گانه تهران قدیم است‌، از جنبه‌های مختلف معماری‌، نظامی‌، تاریخی‌، فرهنگی‌ و زیبایی شناختی و… قابل بررسی است‌. این میدان در زمان فتح‌علی شاه قاجار (۱۲۱۲تا۱۲۵۰ق) بنیاد نهاده و در دوره ناصرالدین شاه (۱۲۶۴ تا۱۳۱۳) تجدید بنا شد و توسعه یافت که در سال۱۲۷۸، به اهتمام محمد حسین خان سپهسالار، به صورت میدانی مربع شکل درآمد و دیواری با طاق‌های آجری گرداگرد آن ایجاد شد و دارای دروازه‌ای زیبا با یک درب دو لنگه و دو طاق نمای مسدود مجاور آن به صورت پخی‌، بر شمالی خیابان و میدان سپه (امام خمینی فعلی‌) ،گردید، که گاهی ناصرالدین شاه از بالای آن به تماشای مشق نظامیان مشغول می‌شد.
موقعیت مکانی سردر، با توجه به قراین و بررسی طرح‌ها و نقشه‌های تهران زمان ناصرالدین شاه‌، به احتمال قریب به یقین بر شمالی خیابان سپه‌، در محدوده بانک سپه تا کوچه پست، بوده است و در سال‌های بعد، در ۱۲۸۰، بنایی به شیوه معماری روسی در شمال غربی آن ساخته شد که مرکز قزاق خانه دولتی بود.
اما در پایان دوران قاجار به این میدان کم‌تر اهمیت داده شد و مورد بی مهری‌های زیادی قرار گرفت‌. به طوری که به میدانی بلااستفاده مبدل گشت و حتی به نظافت و پاکیزگی آن توجه نشد. اما در نخستین سال‌های وزارت جنگ پهلوی اول‌ ابتدا قسمت غربی میدان به باغ و سپس بناهای دیگر به باغ ملی تبدیل شد و سردر بزرگ الماسیه را ،که در قورخانه ساخته شده بود، برای آن در نظر گرفتند و بر سردرباغ ملی نصب گردید. هم چنین نیم تنه رضا پهلوی که به دستور سردار اعتماد، رئیس کل قورخانه ،ریخته شده بود در سال۱۳۴۰ ق‌، بر بالای سردر قرار گرفت که تا آخر دوره پهلوی دوم پا بر جا بود. این نیم تنه در دوران انقلاب سرنگون و به احتمال قریب به یقین در فضای باز بانک ملی مقابل سردر دفن گردیده است‌. به این ترتیب‌، به غیر از مرمت جزیی بر روی کلاه فرنگی و رطوبت زدایی ناقص در پی بنا، تغییری جز تخریب ناشی از رطوبت و عدم توجه نداشته است‌.

این میدان که سربازخانه مرکزی در آن واقع بود و نظامیان در آن مشق نظام می‌کردند، از شمال به خیابان سرهنگ سخایی (سوم اسفند سابق‌)، از شرق به خیابان فردوسی (علاء الدوله سابق‌) و از غرب به خیابان سی تیر (قوام السلطنه سابق‌) ختم می‌شود. به طور کلی از ابتدای شمالی خیابان سپه (باغ شاه یا سپه سابق‌) در محدوده میدان مشق قرار داشت که بناهای کنونی اداره پست (شامل موزه وزارت پست و تلگراف و تلفن‌)، شهربانی کل کشور (نیروی انتظامی فعلی‌)، وزارت امور خارجه‌، موزه ملی ایران (موزه ایران باستان سابق‌)، موزه و کتاب خانه ملی ملک‌، اداره کل ثبت اسناد و املاک کشور، و بنای اولیه شرکت ملی نفت (ساختمان شماره ۳ وزارت امور خارجه فعلی‌) را در بر می‌گرفت‌ به طوری که سردر فعلی بین ساختمان پست خانه (در محل حاضر موزه وزارت پست و تلگراف و تلفن‌) و بنای قدیمی شرکت ملی نفت (ساختمان شماره ۳ وزارت امور خارجه فعلی‌) قرار دارد و به عبارتی در محل تلاقی خیابان ملل متحد و خیابان امام خمینی (سپه سابق‌) قرار دارد.
بنا به نوشته‌ای ،در سفرنامه جکسن ، این محوطه که از بزرگ‌ترین میدان‌های نظامی تهران بوده‌ در حدود ۴۰۰ متر طول و عرض داشته است‌. در دوره خاکی بودن میدان‌ کودکان نیز در آن جا بازی می‌کردند. در سال‌های بعد مکان تمرین دوچرخه و موتور سیکلت و مانند آن بود به گونه‌ای که دو پسر بچه انگلیسی در آن‌جا آن قدر نمایش دوچرخه سواری دادند تا سرانجام آن را رواج دادند. میدان هم چنین جایی بود برای پرواز بالن‌ها و نشان دادن آن به مردم و باز در این میدان بود که اولین بار وسیله‌ای به نام طیاره به هوا فرستاده شد. در زمان جنگ بین الملل اول نیز نخستین هواپیمایی که در ایران به زمین نشست‌ در میدان مشق بود که مردم تهران سه روز تمام به دیدن آن می‌رفتند.
ویژگی دیگر میدان مشق آن بود که زمستان‌ها و هنگام برف ریزان‌ شیخ شوریده‌ای می آمد و چون برف سطح میدان را می‌پوشانید و رفت و آمد در آن کم می‌شد، او که ظاهراً دارای اختلال حواس و باطناً از هنرمندان و هوشمندان بود، پارویی به دست می‌گرفت و بر روی برف تمرین خط درشت می‌کرد و با این عمل خود نام میدان مشق را به نوعی تأیید می‌کرد.
میدان مشق هم چنین محل به دار آویختن میرزا رضا عقدایی‌، فرزند ملاحسین‌، معروف به میرزا رضا کرمانی‌، قاتل ناصرالدین شاه درسال ۱۳۱۴ ق‌، است‌. مراسم اعدام وسط میدان مشق با حضور ۵۰۰۰ نفر انجام شد. می‌گویند جسد وی دو روز بر دار ماند.
بنای سردر از نظر معماری نیز ،مانند دیگر بناهای هم عصر خود، از سبکی خاص پیروی کرده که به سبک رضا خانی مشهور است‌. این سبک در معماری ایران ،که تلفیقی از معماری دوران‌های مختلف تاریخی ایران و سبک‌های اروپایی است‌، در هر بنایی به شیوه‌ای خاص اعمال شده‌ به طوری که هم ترکیب و تقلید به وضوح قابل تشخیص است‌؛ به خصوص در بناهای میدان مشق‌، از جمله بنای موزه ایران باستان (۱۳۱۲تا۱۳۱۶ ش‌) به سبک ساسانی و به تقلید از طاق کسری و ایوان مداین‌، بنای کاخ شهربانی (۱۳۱۱تا۱۳۱۴)، به سبک هخامنشی‌، بنای کاخ وزارت امور خارجه (۱۳۱۲تا۱۳۱۶)، به سبک هخامنشی و به تقلید از دستگاه زرتشت در نقش رستم و بنای سازمانی ثبت اسناد و املاک (۱۳۱۳تا۱۳۱۴)، با تلفیقی از سبک معماری هخامنشی‌، ساسانی‌، اسلامی و اروپایی که به روشنی قابل تشخیص است‌. استفاده یا تقلید از سبک‌های معماری ایران باستان با قالب و عملکرد امروزی از مشخصه‌های بارز این دوره به شمار می‌رود.

در مورد سردرباغ ملی‌، تلفیق سبک ایرانی اروپایی به خصوص در کاشی کاری و کلاه فرنگی به طور مشخص اجرا شده و به طور کلی ترکیب و تقلید آن براساس معماری امروزی قالب‌گیری شده است‌.
پی بنا و پایه و شال ستون‌های هشت گانه سنگی و بدنه بنا و ساق ستون‌ها آجری است و قسمت بالاتر سردر کاشی کاری است به رنگ‌های لاجوردی‌، فیروزه‌ای‌، کرم‌، زرد، قهوه‌ای‌، طلایی‌، قرمز، سفید و سبز با طرح‌های اسلیمی‌، مسلسل‌، صحنه نبرد، تخریب قلعه به وسیله توپ‌، رضاخان با تفنگ شصت تیر، دو فرشته پیروزی‌، پرچم ایران‌، تفنگ شصت تیر، گلوله توپ به شکل هرم (هرم ۲۱ عددی‌)، طرح سه بعدی نوری‌، پلنگ و اشعار و آیات قرآن و اسمای اهل بیت به صورت کتیبه زیر کلاه فرنگی‌.
بیش‌تر کاشی کاری‌ها به ویژه پرچم ایران‌، گلوله‌های توپ و مسلسل اکثرا‌ کار حاج حسین کاشی کار است و نقوشی چون رودخانه‌، پلنگ و خانه روستایی بی گمان از کاشی کاری دروازه قدسی میدان مشق اقتباس شده است‌.
این بنا دارای سه ورودی است‌. سردر دوره ناصرالدین شاه دارای یک ورودی دو لنگه است که به صورت دو لنگه در آهنی و طرح‌های برنز کاری شده شامل طرح‌های گل و مرغ شبیه اژدها یا پرنده خیالی هما، طرح اسلیمی‌، شیر و خورشید، و سر شیر است که به شکل زیبایی مشبک کاری شده است‌. در بالای درهای ورودی نیز طرح‌های طبل‌، پری‌، تاج‌، تبرزین‌، شمشیر، نیزه‌، شیپور، توپ و گلوله به چشم می‌خورد. هم چنین‌ در بالای دو ورودی کناری به شکل حصیری آجر کارهای طرح و خیلی زیبا به کار گرفته شده است‌.
این بنا دارای ۲ نمای بیرونی و درونی است‌. نمای بیرونی (خ امام خمینی‌) از هشت ستون آجری به صورت جفت تشکیل شده است که در اطراف ورودی‌های سه گانه‌، نسبت به دیگری به اندازه یک قطر ستون عقب نشینی دارد یعنی در اطراف هر در از چهار ستون دو تای آن کمی عقب‌تر قرار گرفته‌اند که به جهت سایه و روشن نور جلوه‌ای خاص به بنا داده است‌.
پهنای دروازه باغ ملی از شرق به غرب کم‌تر از ۲۷ متر است‌. این پهنا در گذشته به خاطر وجود دو اتاق بازرسی یا نگهبانی، واقع در سمت شرق و قسمت غرب بنا، بیش‌تر هم بوده است (حدوداً ۴۵ متر). این دو اتاقک، با توجه به تصاویر اولیه میدان مشق‌، دارای عرضی هم چون دروازه‌های هلالی و البته با ارتفاع کم‌تر از قسمت‌های مجاور خود بود. بعدها اتاق غربی قسمتی از بنای شرکت نفت ایران و انگلیس و اتاق شرقی به بنای اداره پست تهران متصل شد و بعد از آن نیز تخریب گشت‌.
نمای درونی ،به استثنای ستون‌ها، تفاوت چندانی با نمای بیرونی ندارد. از نقوش و طرح‌های نمای داخلی می‌توان به صحنه تسخیر تهران در کودتای ۱۲۹۹، دروازه و برج و باروهای تهران (احتمالاً دروازه قزوین‌)، نقوش تمام قد لژیون قزاق در دو طرف ورودی اصلی‌، و نقوش فرشته پیروزی که کم و بیش از حجاری‌های طاق بستان اقتباس گردیده است‌، اشاره کرد.
سردر باغ ملی علاوه بر نقاره‌زنی‌، دیده بانی و دروازه تردد نظامی‌، در واقع حکم بنای یادبود فتح تهران در کودتای سوم اسفند سال۱۲۹۹ ش توسط رضاخان را دارد که در کاشی‌کاری بدنه سردر به وضوح قابل مشاهده است‌.از جمله تخریب برج و بارو با گلوله‌های توپ‌، رضاشاه در حال تیراندازی‌، دو فرشته پیروزی و کتیبه‌ها، همه نشانه‌هایی از فتح و پیروزی در کودتای سال ۱۲۹۹ و تسخیر تهران است‌.
به طور کلی‌، کتیبه‌های سردر باغ ملی شامل ۴۵ کتیبه روی کاشی و دو کتیبه فلز کاری به صورت نیم برش دایره و دیگری در قسمت بیضی شکل بالای سردر اصلی است‌.
کتیبه‌های نمای درونی شامل کتیبه‌های اشعاری در بالای دروازه‌های کوچک است‌. بالای هر دروازه کوچک شش کتیبه اشعاری وجود دارد و البته در سمت غربی به علت تعبیه ناودان و حذف پلکان قرینه شرقی‌، دو مورد آن تا حدی مخدوش شده است‌. بالای هر دروازه کوچک‌، سیزده کتیبه اشعاری کاشی کاری موجود است‌، اما کتیبه‌های انتهایی قسمت غربی و شرقی بنا به علت ساخت بناهای اداره پست و شرکت نفت مخدوش و تخریب شده است‌. این کتیبه‌ها به صورت کمربندی دور بنا و در قسمت عرضی آن هم امتداد داشته که با ساخت بناهای مجاور مخدوش شده است‌.
کاشی کار بنا حاج حسین کاشی کار و اشعار کتیبه‌ها از ندیم الملک صنعتگر و محمد علی کرمانی است.

تهران, ديدنيهاي ايران  |   4 نظر   |  
آبشار لاتون Laton Fall
10:20 بعد از ظهر سه شنبه, August 12th, 2008

ماه پيش بر حسب اتفاق همه چيز محيا شد و به همراه يكي از دوستان براي ديدن آبشار لاتون راهي آستارا شدم.
در اين پست مختصري درمورد آبشار لاتون و تجربيات من از بازديد از اين محل را خواهيد خواند.

آبشار لاتون در پنج كيلومتري آستارا قرار دارد. از آستارا وارد جاده آستارا به هشتپر مي شويم و پس از 13 كيلومتر به روستاي لوندويل ميرسيم. جاده فرعي را كه از ميان روستا به سمت غرب ادامه يافته را دنبال مي كنيم و پس از عبور از چند روستا و در انتهاي جاده ( پس از 10 كيلومتر) حدود ساعت 12 شب به روستاي” كوته كومه ” مي رسيم.

براي اقامت در روستا مي توان از خانه هاي روستايي يا مجموعه توريستي كه چند اتاق جهت اجاره دارد استفاده كرد. اين چند اتاق كوچك كه هر كدام حدود 15 متر مربع وسعت دارد فاقد هر گونه امكانات رفاهي است و تنها نقطه مثبت وجود برق نه چندان ثابت در اين اتاق هاست كه براي روشنايي و شارژ كردن باطري موبايل و دوربين.

هر اتاق يك بالكن مشترك با اتاق مجاور دارد. براي شب خوابي بايد از كيسه خواب شخصي استفاده كرد. صاحب اين مجموعه مردي است 40 ساله كه يك سوپر هم دارد و در آن به همراه خانواده خود به جز عرضه مايحتاج مسافران به سرو چايي، قليان، صبحانه، نهار و شام (عموما جوجه كباب) مي پردازد.

توالت و دستشويي نه چندان تميزي در خارج از اين مجموعه وجود دارد. آب گرم كوته كومه هم در مجاورت اين مجموعه قرار دارد. اين مجموعه آب درماني داراي سه دستگاه دوش و يك استخر آب گرم است. در اين روستا دوازده خانوار زندگي ميكنن و همه با هم فاميل هستند.

صبح از عرض رودخانه عبور كرديم و پس از گذر از ميان چند خانه كه در روبروي روستا قرار دارند وارد جاده اي خاكي و باريك شديم. جاده خاكي از ميان جنگل عبور مي كند. پس از 3750 متر پياده روي ساده به چند خانه و يك حسينيه مي رسيم. به اين محل ” آسياشوان ” ( نام آن را آسياشوان گذاشته اند چرا كه آسيا به معني آسياب و شوان در زبان تالشي به مفهوم كنار رودخانه است ) گفته مي شود. كلبه اي چوبي در اينجا وجود دارد كه بر سر در آن نوشته شده : ” قهوه خانه نورمحمد “.

ما مسير را ادامه داديم وحدود 800 متر بعد به قهوه خانه اي ديگر رسيديم كه محل خوبي براي اتراق كردن است. چند متر بعد از اين كافه دوراهي اصلي آبشار وجود دارد كه بايد راه سمت راست را انتخاب كرد. در قسمتهايي از مسير به راحتي مي توان آبشار و دريا را ديد. جمعا از روستاي كوته كومه تا پاي آبشار حدود 7500 متر پياده روي داريم كه در طي آن حدود 750 متر ارتفاع زياد مي كنيم . اين مسافت را حدودا سه ساعته مي توان طي كرد. و برقراري ارتباط توسط موبايل به محظ ورود به روستاي كوته كومه تا خروج ار آن تقريبا صفر است. در ارتفاعات در بعضي نقاط شبكه موبايل ايران و جمهوري آذربايجان در دسترس بود.

آبشار لاتون حدود 60 متر ارتفاع دارد. حجم آب آن در فصول مختلف سال متفاوت است ولي در تمام فصول آب دارد.آب اين آبشار در نهايت به رودخانه لوندويل مي پيوندد كه در آخر وارد درياي خزر مي شود. در حاشيه آبشار يكي از زيباترين جنگلهاي گيلان با انبوهي از درختان آلو، گلابي، گردو، فندق و سيب وحشي وجود دارد كه در 9 ماه از سال سرسبزي و زيبايي خود را حفظ مي‌كند.

مكان بسيار زيبايي است. اگر تونستين حتما سري بزنيد. موقعي كه من رفتم ( تير ماه 87 ) آبشار آب چنداني نداشت بنا به گفته ديگر بازديدكنندگان آب آبشار به 10 درصد مقدار قبل رسيده. مسير حركت بسيار زيبا است و در كنار آبشار يك قهوه خانه ايست كه در آن تنها چايي سرو ميشود و مكان بسيار مناسبي ايست براي يك چرت كوتاه.

ديدنيهاي ايران  |   3 نظر   |  
چوب خط
9:09 بعد از ظهر شنبه, August 9th, 2008

خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار
ببین که چند تا قرنه تن به اسیری دادی
دنیات شده شبیه سلول انفرادی
تا چشم رو هم میذاری می بینی عمر تموم شد
بین چهارتا دیوار وجود تو حروم شد
چوب خط این اسیری دیواراتو پوشونده
همین روزا می بینی که فرصتی نمونده
بیرون بیا خودت باش تو آدمی نه برده
همیشه باخته هرکس شکایتی نکرده
عاشق زندگی باش زندگی شغل و پول نیست
تو امتحان بودن برده بودن قبول نیست
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار
ببین که چند تا قرنه تن به اسیری دادی
دنیات شده شبیه سلول انفرادی
بیرون بیا خودت باش تو آدمی نه برده
همیشه باخته هرکس شکایتی نکرده
عاشق زندگی باش زندگی شغل و پول نیست
تو امتحان بودن برده بودن قبول نیست
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار
خط می کشم رو دیوار…

سياوش قميشي, ترانه, موسيقي  |   2 نظر   |  
مسجد نصير الملك Nasir Al Molk Mosque
5:49 بعد از ظهر جمعه, August 8th, 2008

ماه پبش به همراه دو نفر از دوستان سفري به شيراز داشتم. قصد دارم در چند پست به معرفي مكان هاي ديدني و تاريخي شيراز بپردازم.
در اين پست مختصري درمورد مسجد نصير الملك و تجربيات من از بازديد از اين محل را خواهيد خواند.

مسجد نصير الملك از مساجد شيراز است كه در محله گودعربان و خيابان لطفعليخان زند واقع شده است. اين مسجد كه از بناهاي دوران قاجار است در سال 1293 تا 1305 توسط حسنعلي نصيرالمك ساخته شد. و اندكي تأثير پذيرفته از معماري عثماني است.

در ورودي آن رو به شمال مسجد قرار گرفته و در طاق نمايي بزرگ واقع شده است. از راه طاق نما و اطراف آن، از سنگ گندمك است و در سقف طاق نيز مقرنس كاري به وسيله كاشي هاي هفت رنگ انجام شده است. در ورودي آن دو لنگه بزرگ چوبي است و بر سردر آن نيز كتيبه اي به خط نستعليق بر روي سنگ مرمر نگاشته شده است. در اين سنگ نوشته شعري از شوريده شيرازي و وصف سازنده مسجد و تاريخ آن آمده است.

در صحن بزرگ اين مسجد دو شبستان ديده مي شود. شبستان غربي آن كه پوششي آجري دارد، از نظر هنري بيشتر مورد توجه است و داراي هفت در چوبي بزرگ مزين به شيشه هاي رنگي و دوازده ستون سنگي يكپارچه در دو رديف 6 تايي به نيت 12 امام است. اين ستون ها همانند ستون هاي مسجد وكيل و مسجد مشير به شكل سنگ گندمك يكپارچه است، سقف شبستان نيز با نقش هايي چون گل و بته، خطوط اسليمي و چند آيه از آيات قرآن كريم به خط ثلث عالي مزين شده است. اين شبستان، شبستان تابستاني است. عرق چين هاي بين تويزه ها داراي خيز كمي هستند. كف اين شبستان از كاشي هاي فيروزه اي مفروش است و داراي دري با شيشه هاي رنگي است كه به صحن گشوده مي شود. شبستان شرقي كه شبستان زمستانه است، نيز داراي سقفي كاشي كاري شده است و داراي هفت ستون است كه ستون هاي آن ساده (بدون شيار) است و در وسط قرار گرفته اند، سقف آن نيز با كاشي كاري معقلي تزيين شده است. در جلو اين شبستان ايواني به عرض 6 متر قرار دارد كه به وسيله 8 طاق نما از حياط جدا مي شود و داراي 7 جرز آجري است. بر روي اين جرزها و در پيشاني طاق نماها آيات قرآني و نقش هاي گل و بوته كاشي كاري شده است. داخل اين شبستان دري است كه به چاه آب باز مي شود. هم چنين در اين قسمت يك حوضچه و يك دالان نيز قرار دارد. اين شبستان هم اينك به موزه اوقاف تبديل شده است.

و در پايان نام محمد حسن معمار و محمدرضا كاشي پز كه از معماران و سازندگان بنا بوده اند و نيز تاريخ شروع آن در 1293 ه.ق. و اتمام آن در 1305 ه.ق. ذكر شده است. مسجد نصيرالملك داراي دو ايوان در قسمت شمالي و جنوبي است كه با هم قرينه نيستند. در جبهه شمالي مسجد 4 غرفه در دو طرف ايوان ديده مي شود اين ايوان شمالي (شاه نشين) فرم كانه پوش است با مقرنس كاري زيبا، سقف آن نيز داراي طرحي نو و ابتكاري است. در قسمت جنوبي، ايواني با دو گلدسته وجود دارد. در حياط حوض سنگي مستطيل شكل و بزرگي وجود دارد كه فواره هاي سنگي نيز در وسط آن است. در ضلع شمالي مسجد، طاق بلندي مشهور به طاق مرواريد قرار دارد كه تمام بدنه و سطح بيروني و دروني آن كاشي كاري هفت رنگ شده است. دو طاق نماي كوچك ديگر در دو سوي طاق مرواريد قرار گرفته است. بر ديوارهاي طاق مرواريد آيات قرآني و احاديث نوشته شده و در سمت چپ آن نيز تاريخ 1299 قيد شده است. سقف اين طاق نيز مقرنس كاري شده و در لابه لاي آجرهاي بدنه اين طاق، قطعات چوبي جهت جلوگيري از لرزش زلزله به كار گذاشته شده است. در ضلع جنوبي نيز طاق نمايي وجود دارد كه تمام بدنه و سطح بيروني و دروني آن كاشي كاري شده، آيات قرآني و احاديث بر روي آن نوشته شده و در قسمت آن نيز مقرنس كاري صورت گرفته است. بر روي اين طاق كه عمق آن كمتر از طاق نماي شمالي است، دو گلدسته قرار دارد كه در ورودي آنها در دو طاق نماي كوچك تر در دو سوي طاق اصلي قرار دارد.

اگر فرصتي پيش آمد حتما از اين محل بازديد كنيد و از كاشي كاري ها و شيشه كاري هاي اين مسجد لذت ببريد.
آدرس : خيابان لطفعلی خان زند - محله گود عربان

شيراز, ديدنيهاي ايران  |   4 نظر   |  
Chris De Burgh - Missing You
1:21 بعد از ظهر یكشنبه, August 3rd, 2008
اين ترانه را خيلي دوست دارم. اميدوارم شما هم لذت ببريد.

كريس دي برگ, موزيك ويدئو, يوتيوب, موسيقي  |   نظر بدهید   |  
و عدالت براي همه And Justice for All
10:08 صبح شنبه, August 2nd, 2008

And Justice for All فيلم بسيار زيبايي با بازي آلپاچينو حتما ببينيد.

al pacino in

I pledge allegiance to the flag of the United States of America. And to the republic, for which it stands. One nation under God, indivisible, with liberty and justice for all.

فيلم  |   نظر بدهید   |  
قلعه رودخان Roudkhan Castle
12:49 صبح جمعه, August 1st, 2008

يك سالي ميشد كه با قلعه رودخان آشنا شده بودم. خيلي دلم مي خواست كه اين قلعه را ببينم ولي موقعيتش پيش نيومده بود. چند هفته پيش يكدفعه مه و خورشيد و فلك دست به كار شدن و همه چيز را محيا كردند و تا به خودم اومدم ديدم توي راه گيلانم.
در اين پست قصد دارم مختصري درمورد قلعه رودخان و تجربيات خودم از اين سفر بنويسم.

Roudkhan Castelقلعه رودخان نام قلعه‌ای تاریخی متعلق به دوران سلجوقی در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی شهر فومن ‏در استان گیلان است. این قلعه با ۲٫۶ هکتار مساحت بر فراز ارتفاعات روستای رودخان ‏قرار دارد.دیوار قلعه ۱۵۰۰ متر طول دارد و در آن ۵ برج قرار گرفته شده است.‏ در دورهٔ سلجوقیان این قلعه تجدید بنا شده و از پایگاه‌های مبارزاتی اسماعیلیان بوده ‏است. بر روی سردر ورودی آن درج شده است که این قلعه در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری ‏قمری برای سلطان حسام‌الدین امیردباج بن امیر علاء‌الدین اسحق تجدید بنا شده است. ‏این کتیبه در موزهٔ گنجینهٔ رشت نگهداری می‌شود.‏ این قلعه در ارتفاعی بین ۶۶۵ تا ۷۱۵ متر از سطح دریا واقع شده است و در کنار آن ‏رودخانه‌ای با همین نام جاری است.‏

وجه تسمیه قلعه رودخان : چون این قلعه تاریخی در کنار رودخانه ای بنا شده به قلعه ‏رودخان معروف است. کلمه رودخان در واقع مخفف رودخانه و قلعه رودخان یعنی قلعه ای ‏که در نزدیکی رودخانه است. این قلعه در ادوار تاریخی به نامهای قلعه “هزار پله”،چون این قلعه تاریخی در کنار رودخانه ای بنا شده به قلعه رودخان معروف است. کلمه ‏رودخان در واقع مخفف رودخانه و قلعه رودخان یعنی قلعه ای که در نزدیکی رودخانه ‏است. این قلعه در ادوار تاریخی به نامهای قلعه “هزار پله”، “حسامی” و “سکسار” نیز ‏نامیده شده است. موقعیت جغرافیایی:قلعه عظیم رودخان یکی از با شکوه ترین بناهای ‏تاریخی گیلان است. این دژ بر فراز کوهی در 25 کیلومتری جنوب غرب شهر فومن در ‏محدوده دهستان گوراب پس، از توابع بخش مرکزی شهرستان فومن قرار دارد. ارتفاع ‏قلعه از سطح دریاهای آزاد بین 655 تا 715 متر است که در خط الراس یکی از ارتفاعات ‏منطقه با نام محلی “قلعه ژیه” واقع شده است. ‏

در جهت شمال غرب قلعه، رودخانه ای به همین نام جاری است که از ارتفاعات پشت ‏کوه و ماسوله داغ تالش _ حد فاصل استان گیلان و زنجان _ سرچشمه میگیرد. ارتفاع ‏قلعه از شهر رشت 680 متر است. در جهت شمالی قلعه، رودخانه ای به نام قلعه ‏رودخان وجود دارد که با باران اندکی هم آب آن دو برابر میشود، به طوریکه آب نسبتا زیاد ‏این رودخانه در گذشته مانع حرکت سربازانی بوده که به طرف این قلعه می رفته اند. ‏جنگلهای انبوه قدیمی نیز مانع دیگری برای حرکت مردان جنگلی بوده است، به همین ‏خاطر این دژ در دوران آبادانی ممتد خود کمتر مورد حمله متجاوزین قرار گرفته است. ‏گردشگران و علاقه مندان به دیدن قلعه، بعد از شهر فومن جاده آسفالته مسیر قلعه را در ‏جهت جنوب طی میکنند و پس از عبور از روستاهای گشت، کرد محله، گشت رودخان، ‏سیه کش، گوراب پس، ملسکام، سعید آباد و قلعه رودخان به روستای حیدرآلات میرسند ‏و پس از گذر از میان این روستا، جاده را تا اراضی پارک جنگلی قلعه رودخان می پیمایند و ‏بالاخره مسیر 1.5 کیلومتری صعود تا قلعه را با پای پیاده و از طریق پله های احداث شده ‏طی میکنند.‏

پیشینه تاریخی ‏قلعه رودخان : با اینکه قلعه رودخان مدتها تخت سلطنت و مرکز حکمرانی حکام گیلانی بیه پس بوده، در ‏متون تاریخی و جغرافیایی گیلان تا قبل از قرن دهم هجری نامی از این قلعه به میان ‏نیامده. تنها عبدالفتاح فومنی در کتاب تاریخ گیلان یکبار از کوه قلعه رودخان یاد میکند و ‏مینویسد: “امیره شاهرخ و کامیاب، پسران امیره سالار و بنی اعمام حسین خان بودند که ‏به دستور حسن خان کهدمی در کوه قلعه رودخان کشته شدند.” سلاطین اسحاقوند که ‏از سال 550 تا 1002 ه.ق بر قسمت اعظم این مناطق حکمرانی داشته و نسبت خود را ‏به اشکانیان می رساندند. از این قلعه با توجه به موقعیت دفاعی ممتاز و سوق الجیشی ‏آن، به عنوان مقر فرمانروایی خود استفاده کرده و به دفعات در تجدید بنا و مرمت آن همت ‏گماشته اند. به طوریکه این قلعه در فاصله سالهای 918 تا 921 ه.قبه دستور سلطان ‏حسام الدین امیره دباج بن امیرعلاالدین اسحاقی مرمت گردیده و از آن زمان به بعد به نام ‏‏”قلعه حسامی” نیز معروف شده است. هدایت خان حاکم فومن در سال 1175 ه.ق در ‏زمان قیامش علیه کریم خان زند به تعمیر قلعه رودخان پرداخت و با تجهیز آن به توپهای ‏جنگی، آنرا برای دفاع از خود آماده نمود. قدمت این قلعه به دوره سلجوقی برمیگردد، ‏البته تمامی این قلعه بزرگ در یک زمان ساخته نشده است بلکه در دوره های بعدی ‏مرمت و بازسازیهایی روی آن صورت گرفته است. ویژگی های معماری قلعه رودخان با ‏مساحتی در حدود 2.6 هکتار، سراسر کوه را به وسیله 52 برج و بارو و دیواری به طول ‏‏1550 متر که از پستی و بلندیهای کوه وعوارض طبیعی تبعیت کرده، احاطه میکند. این بنا ‏به وسیله سنگ و آجر ساخته شده و در بخشهای آسیب پذیر و نقاط حساس، سنگ با ‏ملات ساروج به کار رفته اما در مسیر اطاقها، برجها و سقفهای گنبدی شکل از آجر، گچ و ‏ملات ساروج استفاده شده است. ارتفاع دیوارها متفاوت و از 3 تا 10 متر متغیر است و در ‏نقاط نفوذپذیر قلعه، دیوارها و باروها قطور و ارتفاع بیشتری دارند. انتخاب مکان مناسب، ‏بهره گیری از مصالح مقاوم، استفاده از شیوه های مختلف معماری و ایجاد اشکال ‏هندسی متنوع، عظمت خاصی به این مجموعه داده است. فرم کلی قلعه نامنظم است ‏و از دو بخش شرقی و غربی تشکیل شده است.‏

بخش غربی : شامل دروازه ورودی، چشمه، حوض، آب انبار و سردخانه، حمام، آب ریزگاه، شاه نشین ‏و تعدادی واحد مسکونی که به وسیله برج و باروهایی محصور شده اند. قلعه کلا دارای ‏دو ارگ و شانزده قراول خانه است. ارگ یا شاه قلعه در دو طبقه و از آجر ساخته شده؛ ‏قراول خانه ها به صورت دو طبقه با نورگیرها و روزنه های متعدد مسلط بر محیط اطراف ‏است. در ورودی یا دروازه قلعه، شمالی است و در دو طرف آن دو برج توپر بسیار عظیم ‏ساخته شده است که در گذشته بر بالای آن کتیبه ای نصب شده بود. این کتیبه در حال ‏حاضر در موزه رشت1 نگهداری میشود. بخش شرقی: مساحت بخش شرقی کمتر از ‏بخش غربی است. بناهای موجود در آن بیشتر جنبه نظامی داشته و شامل دروازه ورودی ‏جداگانه با دو برج بزرگ، زندان، تعدادی واحد مسکونی و در اضطراری(دزد در) است. در ‏دیوار شمالی و جنوبی قلعه و در فواصل نامنظم، برجهایی است که بالای آنها اطاقهای ‏هشت ضلعی، از آجر ساخته شده(دیوارهای قلعه، شصت و پنج برج نگهبانی دارد) و در ‏دیوارها، منافذ و ترکشهایی برای دیده بانی و برای ریختن مواد مذاب و تیراندازی، تعبیه ‏شده است. از وجوه جالب توجه در معماری قلعه رودخان، کاربرد طاقهای جناغی و انواع ‏مختلف آن و نیز طرحهای آجرکاری و سنگ چینی است که نشان از دقت نظر سازندگان ‏آن دارد.

Roudkhan Castel Roudkhan Castel

براي رسيدن به قلعه رودخان حدودا بايد 1000 پله اي را بالا برين. البته بالارفتن اين 1000 پله اونقدر ها هم سخت نيست. در بين راه تعداد پله هاي باقي مانده و زمان تقريبي طي كردن پله هاي باقي مانده نوشته شده و زياد بهتون سخت نميگذره. در بين راه فروشنده هايي هشتند كه آب معدني و سانديس هاي نسبتا سردي ميفروشن كه نه طعم دارن و نه كيفيت ولي به هر حال لازمن. وقتي كه به قلعه ميرسين ديوارهاي بلند و استتار اين ديوار ها در ميان درختان شما را به وجد مياره و بعد از اون هنگام ورود به قلعه با ماموران ميراث فرهنگي كه در حال فروش بليط ورودي قلعه هستند برخورد ميكنيد و اون موقع اولين سوالي كه براتون پيش مياد اينه كه ” واقعا اينها هرروز 1000 پله ميان بالا و بعد ميرن پايين؟” به هر حال وقتي كه ازشون ميپرسين با جواب مثبت روبرو ميشين. بليط تهيه ميكنين و وارد قلعه ميشين و در ذهنتون سرباز ها و ادوات نظامي گذشته را در اين قلعه تجسم مي كنيد و لذتش را ميبرين. اگر احيانا تونستين نگهبان هاي قلعه را راضي كنين و شب را اونجا بمونين جاي منم حسابي خالي كنين.

پس از بازگشت از قلعه اون پايين حتما نون و كباب همراه با پياز، زيتون، دوغ و اگر هم سير ترشي گيرتون اومد بزنين و حالش را ببرين. درتابستان بلالي و چيزهاي ترش همه رقمه اونجا موجوده.

ديدنيهاي ايران  |   5 نظر   |  
 
تماس با من
جستجو
دسته بندي
فيلم (1)
فرانسه (1)
كاشان (1)
كريس دي برگ (1)
موزيك ويدئو (2)
موسيقي (7)
وبلاگ (1)
يوتيوب (3)
آذربايجان (2)
اصفهان (2)
تهران (2)
ترانه (5)
جک (2)
جزيره قشم (1)
جزيره هرمز (1)
ديدنيهاي ايران (10)
دسته بندی نشده (2)
روزمرگي (4)
سفر (5)
سمنان (1)
سياوش قميشي (1)
سربازي (11)
شيراز (1)
شعر (1)
عكاسي (1)
عكس (1)
وکالت آنلاین
لحظه نوشته هاي من


    لحظه نوشته هاي من
    روزانه
    فليكر
    مجله كارگاهي زيگزاگ
    وب زوم
    پزشك آن لاين
    اپل
    بهرام مشيري
    بي بي سي فارسي
    بالاترين
    روز آنلاين
    My Photostream
    www.flickr.com
    Ali Mirghaderi's items Go to Ali Mirghaderi's photostream

    My Photostream Feed
    روز شمار
    August 2008
    M T W T F S S
    « Jul   Sep »
     123
    45678910
    11121314151617
    18192021222324
    25262728293031
    لينك دوني
    feedback
    ملاحسني
    مسعود بهنود
    نقطه ته خط
    ياد داشت هاي نيك آهنگ
    گوديبا
    گروه كيوسك
    امين كياني
    استا مينوفن
    جفنگسيم
    جاده
    جرز
    خزعبلات یه عقده ای
    دوم دام دات كام
    رها
    سوتك
    سردبير : خودم
    شهرزاد سپانلو
    صفا در لس انجلس
    عاليجناب ايكس
    غريبانه هاي تنهايي
    بايگاني
    March 2010
    December 2009
    November 2009
    September 2009
    July 2009
    May 2009
    January 2009
    December 2008
    November 2008
    October 2008
    September 2008
    August 2008
    July 2008
    برترين آلبوم هاي من
    عضويت در خبرنامه
    Feed
     
    Copyright © 2008 Dastnevis.com, All Right Reserved.