تقريبا بعد از گذشت 2 هفته باز هم به خانه برگشتم. هفته قبل قرار بود همه سربازان امام زمان را براي سه روز به مرخصي بفرستند و من هم مثل بقيه كلي برنامه ريزي كرده بودم و منتظر رسيدن چهارشنبه ظهر بودم كه برم مرخصي ميان دوره. اما از آن جا كه بايد از اين مكان مهم و استراژيك مملكت به نحو مطلوبي حفاظت بشه كه كسي به آفتابه ها، ميز ها و صندلي هاش، … چپ نگاه نكنه، تصميم گرفتند كه 120 نفر از ما سربازان برگزيده امام زمان را به زور به عنوان داوطلبين اين امر خطير معرفي كنند و خوب زورشون بيشتر از ما ميرسيد و معرفي كردند و ما 120 نفر هم به مدت سه روز خورديم و خوابيديم و پاس داديم ( پاسداري كرديم ).
بد نگذشت، شبي سه ساعت گشتي بودم و فرصتي پيش اومد كه با سربازان سردوشي داري كه در واقع نگهبانان اصلي پادگان بودند گپي بزنيم و سه ساعت را در هواي نسبتا خوب بگذرونيم و سه نوبت هم گشت داده باشيم.
در هر حال مانديم تا امروز، چهار شنبه عصر و در نهايت با توجه به اين اصل كه ما در همه بخش هاي مملكت داراي مديران لايقي هستيم كه در امر مديريت، بهترين و برگزيده ترين مديرانن، مرخصي ساعت 12:30 ظهر ما به 17:15 عصر موكول گرديد و جيره غذايي هم براي ما وجود نداشت و در نتيجه از نهار هم خبري نبود ( البته بهتر، يك روز كمتر كافور پلو خوردم ) و لياقت و شايستگي مديران روز به روز بر ما ثابت و ثابت تر شد. بيخيال، هر وقت شعار اصلي مديريتي اين مملكت تغيير كنه ميتونيم اميدوار باشيم كه اوضاع بهتر بشه.
در هر حال شب خانه بودم و سه روز رويايي را شروع كردم.
به نظر من يك مشكل اساسي كه در نظام وجود داره اينه كه قدرت فكر كردن، خلوت كردن با خود و برنامه ريزي دقيق براي خود را از شما سربازان مي گيرند و اين بزرگترين ضربه اي است كه ميتونن به شما بزنن. از 4:30 صبح تا 9:30 شب براي ثانيه به ثانيه وقت شما برنامه ريزي خركي مي كنن و شما را مشغول به انجام كارهاي تكراري و مسخره و به درد نخور مي كنن و عمر شما را تلف مي كنند و 9:30 شب ناخود آگاه شما به يك خواب عميق فرو ميرويد و روز بعدي فرا مي رسد.
در هر حال سي و ششمين روز هم هرجوري كه بود تمام شد. در اين مدت تنها موضوع بهداشت و ضربه هاي روحي كه به علت نداشتن برنامه ريزي درست مديران نظام به تك تك سربازان وارد ميشه مشكل خاص ديگه اي نداشتم. از لحاظ جسمي كه اصلا اذيت نميشيم و اصولا كاري باهامون ندارن. نهايتا 20 روز ديگه مونده كه اون هم زود ميگذره.