بهمن 86 برحسب اتفاق گذرم به جنوب ايران خورد و موفق به بازديد از بندرعباس، جزيره هرمز و جزيره قشم شدم.
در اين پست مختصري درمورد جزيره قشم و تجربيات من از بازديد از اين جزيره را خواهيد خواند.
جزیره قشم با وسعتى نزدیک به 1500 کیلومترمربع، بیشترین سواحل و کرانهها را در بین جزایر خلیج فارس به خود اختصاص مىدهد. سواحل زیتون، سیمین، جزایر ناز، سوزا، مسن، شیبدراز، سلخ و دوستکو از دیدنىترین سواحل جزیره قشم محسوب مىشوند. از ویژگىهاى ساحل شناختى این جزیره، تنوع سواحل صخرهاى، ماسهاى و گلى آن است که چنین خصوصیتى بهطور یک جا در کمتر جزیرهاى یافت مىشود. سواحل شنى و ماسهاى نقرهفام و سیمین براق نیز از دیگر انواع سواحل در جزیره قشم محسوب مىشوند. ساحل صخرهاى زیتون، ساحل شنى سیمین و سواحل گلى لافت و جنگلهاى حرا تنوع سواحل قشم را نشان مىدهند. ساحل صخرهاى ریگو معروف به ساحل لاکپشتها نیز از دیگر سواحل زیباى جزیره قشم است که لاکپشتها در آنجا براى نفسگیرى و تغذیه به روى آب مىآیند. بيشتر در ويكيپديا
دره ستاره ها، روستاى برکه خلف در فاصله پنج کيلومترى از ساحل جنوبى جزيره قرار گرفته است. در شمال اين روستا يکى از زيباترين جلوههاى فرسايش در جزيره قابل مشاهده است. اهالى منطقه به اين روستا استاره کفته (گاهى هم استار افتيده) مىگويند. اما، نام دره ستارهها براى اين پديده کمنظير زمينشناسى جاافتاده است.
به دليل شکل ويژه اين دره و انواع حجمها و پديدههاى فرسايش موجود در آن وزش بادهاى تند و گردش هوا در لابهلاى ستونها و حفرههاى موجود در دره توليد صدا مىکند و به دليل اين صداها است که اهالى معتقدند با تاريک شدن هوا اين دره محل آمد و شد ارواح و اجنه است و بنابراين از ورود به آن در شب خوددارى مىکنند.
دره ستارهها در واقع يک ناحيه فرسايش يافته توسط آبهاى سطحى، رگبارهاى فصلى و تندبادها است. فلات اوليه که هنوز در بخش شمالى بهصورت کم و بيش دست نخورده باقى مانده، در ارتفاع بين 7 تا 15 مترى از کف دره قرار دارد و جنس آن ماسه سنگ با سيمان آهکى سست و پر از پوستههاى فسيلى است. مخروطهاى نوکتيز، ستوننها و ستونکهاى فرسايشى، آرکها و تيغهها و ديوارههاى نوارى از جمله بخشهايى هستند که در اين دره مشاهده مىشوند.

به دليل سست بودن جنس لايهها، مىتوان انتظار داشت که پس از هر بارندگى شديد (که به ندرت اتفاق مىافتد) تغييرات محسوسى در مورفولوژى دره صورت پذيرد.
قارهاي خربس، روستاى بزرگ خوربيز يا خربس (خربز) (XARBEZ) اکنون کاملاً ويران شده و جز کلاته گورستان و برکهاى از آن باقى نمانده است. اين روستا حداقل تا زمان ساسانيان (1400 سال قبل) مکانى آباد و محل تردد سياحان و کشتىبانان بوده است. نام خربس خود واژهاى است که در زبان پهلوى از آن مىتوان نشان يافت.
درست مشرف بر اين گورستان، در ديواره صخرهها و در سينه کوه در ارتفاع 20 تا 30 متر چند دهانه به صورت غار مانند به چشم مىخورد که به غارهاى خربس شهرت دارند و درباره آنها سخنان بسيار گفتهاند.
اين غارها که از پديدههاى کهن زمينشناختى به شمار مىروند، همراه با ديگر پديدهها و کوهها و خود جزيره قشم دنباله چينخوردگىهاى رشته کوههاى زاگرس هستند که در هزارههاى گذشته از زير آب سربرآوردهاند. روشن است که اين غارها در دورههاى تمدنى بعد دچار دگرگونى و تغييرات ديگرى شدهاند.
غارهاى خربس که از بيرون ساختار ساده و طبيعى و زمينشناختى خود را همچنان حفظ کردهاند از درون با مجموعه دهليزها، تالارها و اتاقهاى متعدد به ابعاد 5/5 ×4 متر و چشمهها و روزنهاى گوناگونى که رو به شمال و جنوب دارند مؤيد حضور مردمانى از دورانهاى کهن در اين جزيره هستند.
پيداست که دست آدميان به مرور زمان و به منظور کاربردهاى گوناگون، شکل و سيماى اين غارها و ديوارههاى آنها را دگرگون ساخته و مناسب نيازهاى خود درآورده است. ساختار رازآميز و تودرتوى غارهاى خربس و قرار گرفتن آن بر بلندى کوه اين عقيده را دامن زده که اينجا در روزگار مادها نيايشگاه مهر و محلى براى ستودن الهه ميترا بوده است.

غارهاى خربس را به لحاظ شکل و ساختار با دخمههاى آذربايجان، کردستان، لرستان، بوشهر، اهواز و شوشتر مقايسه مىکنند. غارهاى خربس به ويژه از نظر فضاهاى درونى شکل و طرح اوليه خود را حفظ کرده و به همان صورت کهن خود باقىمانده است.
اما در جانب راست اين غارها و در امتداد ديواره بلند و گسترده زيارتگاه شاه شهيد، دهليزها و دالانهايى نو به دست سنگتراشان هنرمند روزگار کنونى در دل کوه تراشيده شده تا به عنوان الگويى تازه، به شناسايى غارهاى اصلى يارى رساند. در درون اين غارهاى جديد و دهليزها نقشهايى با الهام از طرحهاى باستانى کنده شده که همگى از جلوه و نمودى باستانى و حالتى رمزگونه و نمادين برخوردارند.
غارهاى خربس را بعضى معبد مهرى مىپندارند، بعضى آن را استودان (جاى نگهدارى استخوانهاى مردگان پس از مرگ، در آيين زرتشت) مىدانند و حدسى که قريب به يقين مىتواند باشد اين است که اين حفرههاى دست کنده در دل صخرهها اگر استودان (استخواندان) دورههاى پيش از اسلام نباشد، بهطور مسلم پناهگاههايى است براى مردم بىدفاع که روزگارى در دشت هموار خربز زندگى مىکردهاند و دزدان دريايى با ايلغار و يورش امان آنها را بريده بودند. ناچار، آنان اين حفرههاى درهم را که از درون با يکديگر مرتبط هستند در دل اين ديواره به صورت غارهاى دستکند به وجود آوردهاند تا به هنگام احساس خطر بتوانند کودکان، زنان و پيرمردها را به درون غارها منزل دهند، نان و آب و غذا نيز لاشه سنگهايى براى دفاع و پرت کردن از ارتقاع در اختيارشان مىگذاشته و خود به مقابله با دشمن غارتگر مىپرداختهاند.
اين غارهاى دستکنده، مجموعهاى از حفرههايى است که با راهروهاى باريک به همديگر راه دارند و در تالار مرکزى، که جاى اجتماع بوده و دو تاقچه کوچک جاچراغى نيز ساخته شده است. در پاى دهانه اين غارها برکهاى براى نگهدارى آب باران وجود دارد که اکثر ايام سال (جز مواقع بىبارانى) آب دارد.
در روزگار کنونى بر فراز اين غار، هميشه يک جفت عقاب ماهيگير (که از انواع نادر و مرغوب عقابهاى جهانند و در جزيره قشم خوشبختانه فراوانند) به چشم مىخورند که در ارتفاعات صخرهاى لانه دارند و تخم مىگذارند.
نکته قابل توجه و تأمل در مورد غارهاى خربز وجود خفاشهاى دم موشى است که بيشتر در زاويههاى تاريک و بخش انبار ذخاير غار (حفرههاى زيرين) زندگى مىکنند و مدام نيز مشغول زاد و ولد هستند. کارشناسان محيط زيست به علت کاربرى سموم دفع آفات نباتى و عوارض ديگر، نسل اين حيوان در جهان را در حال انقراض مىدانند و اين جاى اميدوارى است که فعلاً خفاشهاى دم موشى در غارهاى خربس در امنيت کامل به سر مىبرند.
جنگل دریایی حرا، گونه حرا که نام علمی آن به حکیم و فیلسوف ایرانی ابو علی سینا (Avicennia Marina ) نسبت داده می شود ، درختانی در اندازه های 3 تا 6 متر با شاخ و برگ سبز روشن هستند.
حرا درختی است آب شورزی که هنگام مد آب دریا تا گلوگاه در آب فرو می رود. با خاصیت تصفیه ای که در پوست این درخت وجود دارد، بخش شیرین آب دریا را جذب و نمک آن را دفع می کند. درخت حرا در حقیقت یک کارخانه آب شیرین کن طبیعی و خدادادی است .
در تنگه خوران ، بین جزیره قشم و بخشی از استان هرمزگان ( فاصله بین شمال جزیره قشم و بندر خمیر) جنگل دریایی حرا در گستره ای معادل 200 کیلومتر مربع پدید آمده که از تنوع زیستی بالایی برخوردار است .جنگل حرا به دلیل مساعد بودن شرایط اکولوژی ، زیستگاهی امن برای پرندگان مهاجر از مناطق گرمسیری است. پرندگانی همچون حواصیل بزرگ، ، اگرت بزرگ، اگرت ساحلی، حواصیل هندی، کفچه نوک تیز، سلیم خاکستری، گیلانشاه، کاکائی و ….

ناحیه جزر و مدی حرا زیستگاه مناسبی برای نرم تنان، سخت پوستان و ماهیان پدید آورده است که منبع غذایی مهمی برای ماهیان و پرندگان وحشی هستند. ارتباط میان تولید اولیه بوم سازگان ( اکوسیسم ) حرا و تولید ماهیان ارزشمند و صدف در دیگر نواحی حاره به خوبی مشخص شده است .
بستر مرطوب حرا، محل مناسبی برای پرورش مرغان ماهی خوار دریایی و به طور مشخص ماهی خوار دریایی سفید ( اگرات آلبا ) به وجود آورده و از میان دیگر گونه ها، مرغ باران یا آبچلیک ( کارادریده) در هنگام مهاجرت از میان این منطقه عبور می کنند. این سرزمین در زمستان زیستگاه مناسبی برای تغذیه آبچلیک ها و پلوه ها است. تعداد قابل توجهی از گونه های پرندگان اروپا – آسیایی ( حدود 43 گونه ماهی خوارند ) که به آفریقا مهاجرت می کنند. یکی از مسیرهای مهاجرت از جنوب ایران و از میان خلیج فارس در نقطه باریک تنگه هرمز میان جزیره قشم و جزیره ابوموسی عبور می کند. مناطق جزر و مدی حفاظت شده حرا به مثابه سرزمین استراحت و تغذیه پرندگان ماهی خوار و گونه های دیگری از پرندگان مهاجر است.
