از قبل با بابك خرم دين و نقش آن در مبارزه با لشگركشي اعراب به ايران اندكي آشنا بودم ولي چيزي در مورد وجود قلعه بابك نميدونستم. خرداد ماه امسال فرصتي پيش آمد كه به همراه جمعي متشكل از 8 تن از دوستان سفري خاطره انگيز به اين منطقه داشته باشم كه هنوز هم با ياد آوري خاطرات آن سفربه يادماندني غرق در مسرت و شادماني ميگردم.
در اين پست قصد دارم مختصري درمورد قلعه بابك و تجربيات خودم از اين سفر بنويسم.
بذ يا قلعه جمهور معروف به قلعه بابك در 50 كيلومتري شمال شهرستان اهر و در بلندهاي باختري شعبهاي از رود بزرگ قراسو قرار دارد، منطقهاي كه با نام كليبر معروف است. كليبر خود يكي از شهرستانهاي آذربايجان شرقي است كه به علت واقع شدن در ناحيه كوهستاني و وجود درختان زياد و آب روان ناشي از چشمهسارهاي كوهستاني، بسيار زيباست.
بناي جمهور مركب از قلعه و دژي است بر فراز قلهي كوهستاني، با كمابيش 2300 تا 2700 متر بلندا از سطح دريا. و اطراف قلعه را درههاي ژرفي با عمق 400 تا 600 متر فرا گرفته است و تنها از يك سو راهي باريك و سخت براي دسترسي به اين قلعه وجود دارد.
راه كليبر به قلعه با اينكه از 3 كيلومتر تجاوز نميكند ولي بسيار دشوار است و به هنگام گذر، بايد از گردنهها و گذرهاي خطرناكي عبور كرد.
راه ورود به قلعه گذري است از سنگهاي منظم طبيعي كه راه عبور يك نفر است، معبر در فاصلهي 200 متري دروازهي قلعه و در برابر آن قرار دارد. دو برج در طرفين دروازه قرار دارد كه جايگاه دژبانان بود. يكي مخروطي و ديگري مدور از سنگهاي تراشيده با ملاط ساروج كه در بلندي آنها، دژبانان به تمام جوانب قلعه اشراف دارند براي ورود به قصر قلعه، از راهي باريك تا كمابيش يكصد متر ارتفاع از صخره بايد صعود كرد. در چهار سوي بنا، چهار برج ديدهباني به صورت نيمه استوانه ساخته شده است كه جايگاه دژبانان و ديدهبانان بود كه هر جنبندهاي را تا كيلومترها از فراز درهها و كوهپايهها زير نظر ميداشتند.
براي نفوذ به داخل، تنها راه ورود، دروازه اصلي است. و از كوهستان امكان وارد شدن به قلعه وجود ندارد.

با گذر از دروازهي ورودي و پشت سر گذاشتن بارو، جهت رسيدن به دژ اصلي، بايد از گذرگاهي باريك كه حدود 100 متر فراز را به همراه دارد گذشت، تا به داخل ورودي قلعه رسيد. مسيري سخت كه از يك سو به دره است با جنگلهاي تنك و ژرفايي حدود 400 متر كه به تيغه و ديواره تا قعر دره ادامه دارد.
پس از صعود، براي ورود به دژ اصلي از مدخلي ديگر با پلكانهايي نامنظم بايد گذشت. بناي دژ دو طبقه و و در پارهاي جاها سه طبقه ميباشد. در طرفين مدخل دو ستون مشخص است كه پس از تالار اصلي است كه 7 اتاق در اطراف آن قرار دارند كه به تالار مركزي راه دارند. در قسمت شرقي دژ تاسيسات مركبي از اطاق و آبانبارها ساخته شده است. محوطهي داخلي آن بهوسيلهي نوعي ساروج غير قابل نفوذ گرديده بود كه به هنگام زمستان از آب و برف پر ميشد و آب مورد نياز دژ نشينان را تامين ميكرد.
در سمت شمال غربي دژ، پلههايي سرتاسري وجود دارد كه اكنون ويران شده است و بخشهايي از آن از خاك بيرون مانده است و تنها راه صعود به بخشهاي مرتفع تر بناست كه محوطه وسيعي است و احتمالا جايگاه سربازان بوده كه از آنجا به همه چيز و همهجا تسلط كامل داشتهاند. از همينجا بوده است كه بابك خرمدين آن دلاور بينظير به مدت 22 سال لشكريان سه خليفه ستمگر و انسانكش عرب، يعني هارونالرشيد، مامون و معتصم را معطل كرده و شكست داده بود.
از آثار معماري و روش چفت و بست سنگها و ملات ساروج و اندود ديوارها، از نوعي گچ و خاك، ميتوان به يقين اظهار داشت كه ساختمان اين دژ و قلعه در روزگار اشكانيان و يا شايد ساسانيان ساخته شده است.
بدين ترتيب ميتوان گفت قلعه جمهور از دوران قديم محكم و استوار بر بلندپايهترين قلههاي آذربايجان خودنمايي ميكرده و هنوز به عنوان جايگاه بابك خرمدين و يكي از نمونههاي استقامت و پايداري ايرانيان برابر عربها و جزو بزرگترين نمونههاي معماري ايران محسوب ميشود.

بابك خرمدين مرد اصيل ايراني، شيرمردي كه 22 سال در برابر تجاوز ننگين اعراب به خاك ميهن، مردانه مقاومت و ايستادگي كرد و در نهايت با نيرنگ از پا درآمد. او راه يعقوب ليث راه پيمود.
بابك ادامه دهندهي قيام خرمدينان اصفهان بود كه در سر سوداي عظمت دوباره ايران را داشت. با كشته شدن او، پيروانش در سراسر ايران، مبارزه با سلطهي اعراب را پي گرفتند. اما افسوس كه قيامش به انجام نرسيد.
بهانهي سالگرد تولد او در تير ماه كه يادآور يكي از حماسههاي تاريخي ايرانيان توسط بابك خرمدين است، در قلعه بابك در كليبر هر ساله مراسمي برپا ميگردد. در اين مراسم از سراسر ايران مردم حضور دارند و نميتوان مدعي شد كه گروهي خاص در آن شركت داشتهاند. آري بابك خرمدين متعلق به همهي ايرانيان است.

اگر فرصتي پيش آمد حتما از اين مكان ديدن كنيد. طبيعت بسيار زيبايي داره و شما را عاشق خودش ميكنه. در دامنه كوه هتلي وجود داره به نام بابك كه از كنار اين هتل تا قلعه بابك 2 ساعتي پياده روي در شيب تند را داريد و كمكي خستتون ميكنه و اگر مثل من تنبل باشين مدام با خودتون كلنجار ميرين كه بيخيال شين و برگردين پايين ولي گول نخورين چون واقعا لذت بخشه.
كلا بازديد از اين منطقه در حالت عادي 5 ساعتي زمان ميبره. البته براي بالارفتن و پايين آمدن از كوه افرادي كه يه كمي تنبلن يا وزن زيادي دارن ميتونن از جيپ هايي كه حالت كرايه اي دارن استفاده كنن و 90 درصد مسير را كه ماشين رو هست طي كنن و آن 10 درصد باقي مانده را هم زياد مشكل نيست و ميتونن به راحتي طي كنن و به قلعه برسن. در اين منطقه آب لوله كشي وجود نداره و بهتره كه حتما آب به ميزان كافي به همراه داشته باشين كه مجبور نشين آب معدني را به قيمت وحشتناكي از فروشنده هاي آن منطقه بخرين. دربازگشت ميتونين خستگي راه را با خوردن آش دوغ به دركنين و حتما اينجا هم جاي من را حسابي خالي كنين.