فكر ميكنم 5 سال پيش بود ( يادش بخير جووون بوديم ) آقاي استاد سر كلاس درس به ما وبلاگ و پرشين بلاگ را معرفي كردند دقيقا مثل اينجا كه دارن به دانشجو هاشون Youtube را معرفي ميكنن. اون موقع اصلا نميدونستم چيه و چه جوريه و اطلا به چه دردي ميخوره و … . خلاصه ديدم چيز جالبيه و دوست دارم كه وبلاگ بنويسم. به اين فكر افتادم كه يك وبلاگ براي خودم راه بندازم اما نه تو پرشين بلاگ يا يك سرويس دهنده ديگه بلكه به صورت مجزا. اون موقع ها استاتيك (HTML) كار ميكردم. به فكر اين افتادم كه يك دومين ثبت كنم و شروع كنم به نوشتن. چيزي كه به ذهنم رسيد همين دومين دستنويس دات كام بود. خيلي دوران با حالي بود مخصوصا الان كه دارم به نوشته هاي گذشته ام نگاه ميكنم. به 4-5 سال پيش و خاطرات آن دوران ميرم.
بلاخره به يك جايي رسيد كه ديدم مديريت كردن اين مطالب به صورت استاتيك كاره سختيه و بلاخره توانايي هام هم از لحاظ برنامه نويسي وب هم بيشتر شده بود. تصميم گرفتم كه يك سيستم وبلاگ و فتوبلاگ بنويسم و با اون مطالبم را مديريت كنم و ماحصل اين تصميم تاريخي اين شد كه فكر ميكنم 2 سال يا بيشتر ازش استفاده كردم و 325 مطلب را با اون نوشتم. اين دوران دوران خوبي بود، دوست هاي زيادي پيدا كردم كه هنوز هم كه هنوزه با هاشون در ارتباطم و از بودم با هاشون لذت ميبرم.
زماني به علت گرفتاري هاي كاري ديگه وفت براي نوشتن پيدا نكردم و بعضي وقت ها ماه ها نمي نوشتم. تصميم گرفتم كه ديگه بيخيال اين وب لاگ بشم و شدم. الان كه فكر ميكنم ميبينم كه اشتباه كردم و نبايد اين كار را ميكردم. بلاخره گذشت.
تويه ابن مدت خيلي عوض شدم، خيلي تغيير كردم. طرز فكرم، علايقم، خواسته هام، عقايدم و … همه تغيير كردن.
چند ماه پيش تصميم گرفنم اين ويلاگ را دوباره راه بندازم. يكي از دوستاي خوبم زحمت طراحي گرافيكي وب لاگ را مطابق با آرزوي دوران كودكيم كه ميخواستم در آينده يك دزد دريايي بشم و فيلم مورد علاقه ام دزدان دريائي كارائيب را كشيد و از فارسي پرس هم براي مديريتش استفاده كردم و اين چيزي شد كه الان ميبينيد.
تصميم دارم بازم بنويسم و اين بار ديگه نوشتن را قطع نكنم.