تنگه واشی به طول حدود ۳۰۰ متر و با دیوارههای صخرهای بلند به ارتفاع حدد ۱۰۰ متر محل عبور رودخانهای است که از کوههای ساواشی سر چشمه میگیرد و از میان دشت میگذرد. در فصل تابستان که آب به کمترین میزان خود میرسد، عمق آن به حدی است که در برخی نقاط تا زیر زانوی شما را خیس نماید. یکی از مهم ترین جذابیتهای این تنگه، همین عبور کل مسیر از میان آب است.
اين حجاري دردو کيلومتري شمال روستاي جليزجند از توابع فيروزكوه است. این روستا در حاشیه یک دشت سرسبز با مزارع گندم و سیب زمینی و باغات مختلف بنا شدهاست. بعد از عبور از روستا و طی حدود ۴ کیلومتر در جادهای که میان دشت و در کنار جویهای پر از آب زلال، احداث شده، محل پیاده روی تنگه ساوشی شروع میشود. قدمت اين حجاري به دوره فتح علي شاه قاجار باز ميگردد. فتحعلی شاه که دوران پیش از پادشاهی خویش را در شيراز گذرانده بود، با دیدن نقش برجستههای آن دیار اين نقش برجسته را ساخت. حجاريهاي تنگه واشي توسط گروهي از هنرمندان طراح ، نقاش ، حجار و خطاط که نام آن در کتيبه کناري نقوش بر جسته حک شده ، ايجاد شده است. معمار باشي آن استاد قاسم حجار که نامش با تاريخ 1232 ه.ق در انتهاي کتيبه مشاهده مي شود . ار تفاع حجاري از سطح رودخانه 1/5 متر مي باشد . در قسمت بالا داراي 4 رديف . در پايين دو رديف حاشيه شامل اشعاري از مولوي و آياتي از قران است . نقوش اصلي شامل شاهزادگان و همراهان فتح علي شاه سوار براسب مي باشد.
کتیبه واقع در تنگه ساوشی دارای ابعاد شش در هفت متر است که وقایع زمان فتحعلی شاه دور تا دور کتیبه روایت شدهاست. نقش شکارگاه با تصویر اسب، نیزه و شکارهایش است که در اطراف آن میتوان عباس میرزا، علی قلی میرزا و علی نقی میرزا پسران فتحعلی شاه و همچنین نوادگانش را در حال شکار دید. این کتیبه که حدودا ۱۸۵ سالهاست به گونهای در دل کوه حک شده که از بارش باران و تابش آفتاب در امان بودهاست اما صنعت گردشگری به آن آسیب وارد نمودهاست.
بالاخره بعد از 6 ماه دوباره به اصفهان برگشتم. فقط اين را ميتونم بگم كه خوشحالم كه اين 6 ماه هم گذشت و ديگه مجبور نيستم به اراك يا قم پا بگذارم.
4 ماهي كه در پليس راه اتوبان قم - تهران بودم زياد بد نبود. دوست هاي خوبي پيدا كردم و روزگار زياد بد نميگذشت. هفته اي يكي، دو روز هم به اصفهان ميومدم و از اين لحاظ خوب بود.
واقعا اميدوارم روزي بشه كه مردم قم از لحاظ فرهنگي رشد كنند و شهر نشيني را تجربه كنند.
به هر حال برخلاف تمامي تصوراتم در پليس راه مشغول به ادامه دادن اين خدمت مقدس شدم.
اينجا هم مثل همه جاهايي که در اين 84 روز ديدم پر از بينظمي و ضعف مديريتی است.
مسئله جالبي که وجود داشت اين بود که هزينه لباس فرم پليس راه و پليس راهنمايي و رانندگي را خود سرباز ها بايد از جيب خودشون بپردازند و دولت در اين زمينه کاري انجام نميده.
روزهاي اول خيلی به هم ريخته بودم خلاصه خريدن لباس را بهونه کردم و اومدم اصفهان. وقتي حمام رفتم و يک وعده غذاي خوب خوردم و عقلم اومد سرجاش پيش خودم گفتم ”مگه من احمقم که برم 70-80 تومن پول بدم لباس بخرم وقتي که اینا اينجوري با اعصاب و روانم بازي ميکنند”. خلاصه نخريدم و برگشتم و هنوز هم شکل خيارشورم.
چند روز پيش براي اولين بار اومدم تويه اين شهر و آدرس اولين جايي را که گرفتم آدرس يک کافي نت بود.خلاصه از شانسم کافي نت بزرگ و مجهزي بود و سرعت خوبي هم داره. در کل تفريح ما همدر اين شهر شده اومدن به اينجا و چت کردن با دوستان و خانواده، خواندن وب سایت های خبري مورد علاقم و خوردن غذا، البته گوش کردن به موسيقي از طريق اينترنت را هم نبايد از ياد برد. هميشه گفتم اينترنت بهتر از اونيه که ما تصورش را ميکنيم.
الان روزي 8 ساعت، 16 ساعت و يا 24 ساعت اينجا پست ميدم. البته بيشتر 8 ساعته بوده.در حال حاضر خيلي روحيم خوبه و خيلي آرومم. اميدوارم اوضاع همينجوري بمونه و بدتر نشه.
تا حالا سابقه نداشته بود که کسی بخواد بهم رشوه بده ولي تويه اين مدت تقرِبا هر روزبه دفعات با اين امر مواجه بودم.
تا حالا اينقدر تصادف و مرگ و مير نديده بودم. اصلا فکر نميکردم که سرعت بالاميتونه باعث چه فاجعه هايي بشه.خلاصه تويه اين مدت اينقدر چيز ديدم و شنيدم که ميتونم به جرعت بگم که سرعت 120 در اتوبان هاي ما نه تنها کافيه بلکه از کافي هم خيلي بالاتره پس اصلا به فکر بالاترش نباشين.
بلاخره، قم هم استانيه براي خودش. بلاخره نيروي انتظامي هم بايد هميشه در صحنه حاظر باشه. از عرايض بنده شما حتما نتيجه گرفتين كه بنده افتادم قم و با حفظ روحيه آفندي خود بايستي به اين مملكت خدمت كنم.
تنها جايي كه فكرش را نميكردم قم بود، اما خوبه كه نزديكه. هرچي باشه از لحاظ مسافتي خيلي بهتر از كردستان، زاهدان، خراسان رضوي، شمالي و جنوبيه كه. در نتيجه شانسي بسيار عظيم آوردم.
شب بود زمستون بود بیابان بود
توفان بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بیجان بود
در بر اون سیمین بر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
می کوشیدم بهرش ز جان و دل
می بردمش با خود سوی منزل
گیسویش…
از باد و باران گشته آشفته
در هر مویش
گویی مروارید غلتان خفته
طی شد راه دشوار
آخر بر من و یار
تا بوسۀ گرمی به او دادم
با لبهایی چون قند
به رویم زد لبخند
بردم همه رنج و غم از یادم
گیسویش…
از باد و باران گشته آشفته
در هر مویش
گویی مروارید غلتان خفته
شب بود زمستون بود بیابان بود
توفان بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بیجان بود
مربوط به آببوم طپش می باشد
كوير ورزنه در دسترس ترين كوير به شهر اصفهان است كه فاصله ماسه زار تا اصفهان ۱۱۰ كيلومتر است در يك سفر يك روزه مي توان از اين منطقه ديدار كرد. وسعت تلماسه ها بالغ بر ۱۷ هزار هكتار است و انواع اشكال حاصل فرسايش باد را مي توان ديد مانند تپه هاي ماسه اي طولي، تپه هاي هلالي، هرم هاي ماسه اي و امواج روي ماسه ها كه اصطلاحاً به آنها ريپل مارك گفته مي شود و چشم انداز ماسه ها از بالاي تلماسه ها بسيار زيبا و بكر به نظر مي آيد و نوع پوشش گياهي آن و سكوت زيباي حكمفرما بر آن براي تمام گردشگران روزي زيبا خلق مي كند و ارتفاع تلماسه هاي ورزنه نسبت به برخي نقاط بلندتر و در برخي نقاط به ۱۰۰ متر نيز مي رسد، طول تلماسه ها حدود ۴۵ كيلومتر و عرض آنها از ۱۰ كيلومتر در نزديك ورزنه تا يك كيلومتر در خاراي جرقويه متفاوت است.
پتانسيل هاي كوير ورزنه
با توجه به نزديكي كوير ورزنه به شهر( ۸ كيلومتر) و نزديكي به خطوط انتقال نيرو و آب در صورت سرمايه گذاري و استقرار امكانات زيربنايي براي گردشگران مي تواند به يك قطب گردشگري در كشور تبديل شود خصوصاً اين كه در ۱۰۰ كيلومتري شهر زيباي اصفهان واقع شده است در برگزاري تورهاي ۲ يا ۳ روزه مي توانند گردشگران از ايستگاه هاي متعددي در شرق اصفهان بازديد كنند از جمله آثار متعدد تاريخي در محور شرق مانند منار تاريخي زيار متعلق به قرون اوليه اسلام، مسجد دشتي، مسجد سلجوقي برسيان، كبوترخانه هاي زيباي رودشت، قلاع تاريخي مانند قلعه ۱۰۰۰ ساله قورتان و طبيعت بكر و زيباي ورزنه، نمكزار گاوخوني كه داراي چند ضلعي هاي زيباي نمك است، تالاب بين المللي گاوخوني و مشاهده پرواز دسته جمعي پرندگان مهاجر و قلعه تاريخي خرگوشي در ۳۰ كيلومتري تالاب گاوخوني كه داراي آسماني صاف است و براي ديدن آسمان شب و ستارگان در شب هاي كوير مساعد است.
همچنين در كوير ورزنه مي توان در صورت سرمايه گذاري خدمات زير را ارائه داد: شترسواري، دوچرخه سواري، موتورسواري، ماشين سواري، پرواز با پاراگلايدر، سقوط آزاد از ارتفاع تلماسه ها، اجراي موسيقي محلي و سنتي و ايراني مانند دف و ني و نواختن سازها صحرايي، پاي برهنه راه رفتن در كوير كه رؤيايي دل انگيز در انسان ايجاد مي كند.
راه هاي دسترسي به كوير ورزنه
۱- اصفهان- پل بزرگمهر- ۳ راه پينارت- برسيان- اژيه- ورزنه ۱۰۵ كيلومتر
۲- اصفهان- خيابان جي- كوهپايه- هرند- قورتان- ورزنه- ۱۱۳ كيلومتر
۳- كيلومتر ۳۰ جاده نايين، اصفهان- گردنه ملااحمد- ورزنه -۴۵ كيلومتر
آدما کلن دو دستن
یا مثل منن یا که نیستن
اونایی که مثل من نیستن
عامل صهیونیستن
ماشینا مثل صاحاباشونن
یا غراضه یا کورسی و شیکن
جهت برقراری عدالت
همه گیرِ تو ترافیکن
مردم توی خیابونا یا بیکار یا سر کارن
سرکار و بیکار فرق نداره
اینا عامل استکبارن
همه چیزا فقط من می دونم، ولی به شما ها نمیگم
بهتره به من گوش بکنین، همینی که من میگم
هر زنی که بیرون از خونه ست غیر خواهر و مادر من
مصادیق بارز فساد و فحشاست
همشون این کارن!
اینهمه جنگ و دعوا, واسه یه ریش تراش
قانون رو رعایت کنید داداش
مرگ من یواش
آدما کلن دو دستن
یا مثل منن یا که نیستن
اونایی که مثل من نیستن
اصلا آدم نیستن!
این سوسولای عینکی که پی روزنامه و کتابن
رفیقای من منطق بلدن، یکی یه لانچیکو دارن!
باشه زن و مرد کلن برابر
ولی مردا برابر ترن!
هرکی زیادی حرف بزنه میگم با کفش تو سرش بزنن!!
ديروز ساعت سه رفتم پادگان. خيلي حالم بد بود تب و سرفه و آب ريزش بيني. خلاصه اين چهار ساعت داخل ماشين خيلي بد گذشت. وارد آسايشگاه كه شدم اصلا حال و حوصله كسي را نداشتم. فقط جواب سلام ها را ميدادم و اصلا انرژي و تعادل نداشتم. به هر بدبختي كه بود رفتم بهداري و مثل هميشه آمپول هگزا بهم دادند و يك قرص كه اصلا نخوردمش. تا صبح افتضاح بودم. اصلا نخوابيدم. بگذريم. صبح 48 ساعت مرخصي از بهداري گرفتم و ظهر راه افتادم و آمدم اصفهان. 7:30 شب خانه بودم، 8:00 شب مطب دكتر متخصص و بعد داروخانه و بيمارستان براي آمپول زدن و درنهايت 9:00 شب باز هم خانه بودم. خلاصه بهترم. 8 تا پنسيلين، 2 تا آمپول ديگه و يك قرص و يك شربت. فردا قطعا بهترم و فردا هاي اينده بهترتر. از اين دوره گند آموزشي هم چيزه ديگه اي نمونده وقتي برم نهايتا 15 روز ديگه. كه قصد كردم 2 روزش را هم حداقل بيام مرخصي و بعد هم مرخصي پايان دوره.
در آخر اين هم يك عكس يادگاري از من و ون گوگ. اصلا دوست نداشتم عكس يادگاري بگيرم ولي فقط به اين خاطر كه با ون گوگ عكس داشته باشم گرفتم .